{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روبه روم شب وسیاهی

روبه روم شب وسیاهی
بی کسی پشت سرم
نمی تونم که بمونم
باید از تو بگذرم
دارم از نفس می افتم
تو هجوم سایه ها
کاشکی بشکنه دوباره
بغض این گلایه ها
اون که می شکنه تو چشمای تو تصویر منه
گمشدن تو این شبه برهنه تقدیر منه....
دیدگاه ها (۱)

مــــن دلم خیـــــلی پره......

.......

✋میخوایم تا آخر

سه روز از اون شب گذشته. سه روز که توی خونه مثل دو تا غریبه ز...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 1هزار سال بود که بین سرزمین آسما...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁰قلبم محکم به سینه می‌کوبید.+منظورت چی...

عاشقانه های شبنم

پارت: 3 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*نگاهم رو از دست دراز شده‌اش...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

### 🕯️ پارت هشتم: آینه‌ی دو تکهپاهام قفل شد. نفسم توی سینه ی...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط