{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمان خسته ام

چشمان خسته ام

درظـلمت ســکوت

درازدحـــام اشــک

درتلــــــخــی دروغ

درانـزوای عشــــق

درپــــاکی غــــروب

درســـــــردی زوال

درسرخــی قــلوب

درسبـــزی بــهـــار

درانتــــظار توسـت
دیدگاه ها (۲)

بی رحمای دل بی یارمتنها کس وکارمدیدی ازم دل کنداون که دوسش د...

او سرسپرده می خواست من دلسپرده بودممن زنده بودم اما انگار مر...

شب خوش . شب زیبایی بود

در امتداد استوای لبخـــــــــــــــــــندهایت، خون تغزل جار...

برادر ناتنی

اوچیها شیسویی

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

#عذرخواهی#پارت-آخر_3چان کل شب چشم روی هم نزاشت و فقط از ا.ت ...

dark life = 12

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دهم: منطقِ بی‌رحم و مرزهایِ شکسته ⛓️...

کلبه ای می سازمپشت تنهایی شبزیر این سقف سیاهکه به زیبایی چشم...

وای از سکوت تونبض مرا بگیر، نبضم نمی‌زندانگار مرده‌ام، انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط