{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین جلسه ی کلاس بود

اولین جلسه ی کلاس بود
استاد اسامی بچه ها را یکی یکی میخوند، رسید به اسم «بارانه» شخص مورد نظر رو که پیدا کرد
پرسید: واسه چی بارانه؟
دختره جواب داد: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده...
یهو یکی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده!!!
دیدگاه ها (۲۵)

امروز از سرکار برگشتم خونه میبینم همه باهام سنگینن...هیشکی ت...

تو یه مهمونی به یه بچه گفتم : عموجون چند سالته؟گفت : هرچقدرم...

چطوره؟؟

امروز 2 نفر بخاطره من دعواشون شده بودﻫﺮﺩﻭﺷﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ﻣﻨﻮ ﺩﺍ...

پارت ۹صبح روز بعد، وقتی نیلسو وارد کلاس شد، چشمش ناخودآگاه د...

پارت ۹صبح روز بعد، وقتی نیلسو وارد کلاس شد، چشمش ناخودآگاه د...

قسمت بیست و دو

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 35صبح روز بعد، ویولت لباسش را آماده ...

part 6ته : پس من یکی رو میفرستم که سرنخ هایی جمع کنهکوک : با...

《검은 마음》پارت پنجم اولین درسراهروی دانشکده‌ی روان‌شناسی آرام‌ت...

پشت لبخند جیمینپارت دومبعد از اون برخورد عجیب توی راهرو، چند...

پشت نگاه سردت ... ۱۸ویو آت دوباره صدای پیام اومد.گوشی رو بر...

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط