{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم:مادر!گفت:جانم!گفتم:درد دارم!گفت:بجانم!گفتم:خسته ام!گ

گفتم:مادر!گفت:جانم!گفتم:درد دارم!گفت:بجانم!گفتم:خسته ام!گفت:پریشانم!گفتم:گرسنه ام!گفت:بخورازسهم نانم!گفتم:کجا بخوابم!گفت:روى چشمانم!گفتم:پارچ آب برگشت رو فرش گفت:ای خدا ذلیلت کنه بمیری راحت شم از دستت. خداهمه مامانوروکه فرشته های روی زمینندحفظ کنه.
دیدگاه ها (۱۸)

واقعا” به مامان و بابام حسودیم میشه!!! چون من هیچوقت نمیتونم...

بارون رو دوست دارم هنوز.........................چون............

|""""""""""|_:! ""-., "@@"""""" ""@"' یه کامیون پر از گل و...

عشق یعنی مادر صبر یعنی همسرمهر یعنی دختر نوریعنی خواهر هرچه ...

پارت پنجاهم | «من دیگه نمیام!»پارک لاراساعت از یک و نیم شب گ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 30 ""ویو جئون آنجلینا" ...

با رفتن تهیونگ و سورا به اتاق، محیط آشپزخونه یکم خلوت‌تر شد....

رمان عشق ممنوع

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 179♡⁠。⁠)⁩و همه ...

رمان انتقام خونین پارت۲،بعد کلی درخواست گفتم پارت بدم★دازای ...

پارت آخر ---صبح شد. نور کمرنگ از لای پرده‌ها به داخل می‌ریخت...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 156♡⁠。⁠)⁩خيلي و...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هفتم: دو رویِ یک سکه![دیدگاه تهیونگ]...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط