{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مش کریم من اومدم // از همین الان شروع کن

مش کریم من اومدم // از همین الان شروع کن
دلم پره واسم بگو مثل دفعه قبل // که کلی حرف زدی برام
بگو از قدیم ترا // یه منم یه تو هیچکی نیست اصلا" اینورا
برام از زندگی بگو / از حرفهایی بگو / که میشه دل بدی بهشون
از بوی خاک خیس // زیره نور ماه که هیچی جاشونو نمیگیره واسی سورنا رفیق
از لالایی بگو صدای بابایی بگو // از باقالی فروش خسته با گاری بگو
از بازیای رویایی آتاری بگو // از قره قوروتای شور بازاری بگو
از دایی ها که کوچیکا رو کول میکنن // از اون شیشه هایی که با توپ خورد میشدن
از جوجه رنگی ، دوچرخه زنگی // دست کثیف ، بعد رد خط زنجیر
از سمباد ، با اون شلوار بگی // از لوک خوش شانس و اون حرفهای رپی
از اون گوریل که با آدما تو رگی بود // از اون پلنگی که نمیکشت و صورتی بود

کروس:
پیره مرد چی شده؟ چرا تو داغونی؟
پیره مرد داد بزن ، چرا انقدر آرومی؟
بوته های باغچه همه خشک شدن ، چی شده؟
بگو هنوز زنده ای و منتظر بارونی ( 2 )

ورس 2:
نگفتی چشام قراره نم بگیره // نگفتی دلم قراره غم بگیره
قراره لباس تنم ، خونم پاشیده شه روش // نگفتی ، آرزوها قراره شاشیده شه توش
بعده درس خرداد شاد کردی قلبمو با تیر ماه // نگفتی میخوان بزنن قلبمو با تیر ما
کلی خودمونو توی شخصیت ها جا زدیم // گفتی تو چوپان دروغگو حکم گله رو داریم
نگفتی ، نگفتی ای کاش مگیفتی // اما ما نفهمیدیم تو داشتی انگار میگفتی
نگاهت آروم بود ته چشمات حرفی بود // ما نفهمیدیم تو داشتی انگار میگفتی
سوال میکردم گفتی کتک میخوای حتما" // زمین خوردم کمک خواستم گفتی کمک میاد بعدا"
تفنگ باز کردم ، تو هیچی بهم نگفتی // نگفتی قراره روزی تفنگ بیاد سمتم
بهم جرأت دادی تو دادی بال به من از قصد // گفتی مخت تو سرت و کار بزن حتما"
حرف زدن یادم دادی خاک پاتم مش کریم // نگفتی قراره روزی لال بشم از ترس
پاشو چرا خوابی؟ بزن قدم توی ایوون // مش کریم من دیدم کلی جسد توی میدون
گفتی یه دنیا سلول تو بدن هر آدمه // اما من دیدم یه دنیا بدن توی سلول
حس میکنم تنهام دیگه با ما رد پات نیست // مش کریم بلند شو ، حالا وقت خواب نیست
پیره مرد چی شده؟ چرا تو داغونی؟
بلند شو داد بزن ، چرا انقدر آرومی؟
بوته های باغچه ها ، دیگه خشک شدن
پاشو داد بزن بگو منتظره بارونی
دیدگاه ها (۳)

ترکیدم‌از خنده...لنگی به ما نمیخوری اگه بخوری جر میخوری

اینم خنجری...!!!

آرش باتعصب...منتظر روزهای خوبت هستیم

پژمان دژ مستحکم...جات خالیه .....

وقتی والیبالیست بودی...(پایانی)از اون روز،یک ماه میگذره..تو ...

سناریو اولین دیدارتون چه‌جوری بود:هیونگ لاین نامجون:اون تو ر...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹¹بعد دستش رو برداشت و آ...

سناریواولین دیدارتون چه‌جوری بود: مکنه لاین جیمین:اون تو رو ...

My professorChapter:2Part:113جونگ‌کوک:من رفتم...چون اگر می م...

پارت ۸۳

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part به دستام زل زدم.....

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و چهارم: سمفونیِ سکوت و اعترافِ...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

P¹³The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط