{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منطقه ممنوعه عشق

منطقه ممنوعه عشق
پارت:31
ویو کوک
صدای ات بود،سریع خدمو رسوندم از پشت شیرژه زدم سرش کلی مشت زدم بهش از یقش گرفتم انداختم تو دستشویی......
ات:کوک بسه ولش کن بیا بریم.
کوک :مگ ندیدی این عوضی حرومی چیکار کرد…
ات:میدونم ولی قرار نیست که بکشی اینو.
ویوات
دستشو گرفتم بردمش بیرون .
ات:کوک خوبی؟...چیزیت نشده؟(بانگرانی)
کوک:باخنده:خوبم خوبم چیزیم نیس.
ات:چرا میخندی؟
کوک:آخه هروقت نگرانی کیوت میشی.
ات:برو باو.
ویو کوک
گرفتم از کمرش چسبوندمش سمت دیوار نزدیکش شدم.
ات:چیکار میکنی؟
کوک:می‌خوام ببوسمت مشکلیه؟
ات:جواب سوالو با سوال نده.
کوک نزدیک ات شد......
ات:کوک کارت اشتباهه.
کوک:ولی من دوس دارم این اشتباهو تکرار کنم.
ات:...........
کوک لباش گذاشت رو لبای ات و بوسیدش ات هم همراهیش میکرد....
که صدایی اونارو از هم جدا کرد.....(بله مزاحمممم)
لیا:شمادوتاااااا چیکار میکنین؟(چشاشو ریز می‌کنه)
ات:لیا چیزی که دیدی اشتباه بود.
کوک:اشتباه؟(نیشخند میزنه)
ات:تو ساکت.
کوک رفت.
ات:شتر دیدی ندیدی اگر به جیمین بگی تیکه تیکم می‌کنه.
لیا:باش😐🤌🏻
دیدگاه ها (۵)

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

فیک تهیونگ

پارت ۱:بازی سایه ها

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

پارت 9رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ویو نویسنده:صبح شده بود و هیون زودت...

الماس زیبای من part¹⁰- رفتم سمت تهیونگ وگفتم که این  سه تارو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط