p31
p31
ویو مباشر اعظم
به سمت اتاق پادشاه و ملکه حرکت کردم.. میخواستم بهشون بگم که شام حاظره... نزدیک در شدم که با صدایی که شنیدم سر جام قفل شدم...
جیمین.عالیه اححح خیلی خوبه
مباشر اعظم. بلخرهههه قراره پادشاه پدر بشه باید این خبر خوبو به ملکه مادر بگم که یهو با صدایی که شنیدم ترسیدم
جونک هو. فالگوش وایستادی؟(آروم)
میا. هوم؟
مباشر اعظم. اهه ترسوندیم... گوش کن
جیمین. اححح واقعا خستگی از بدن آدم در میره
ات. یاااا فقط تو داری حال میکنیااا باید به منم یه حالی بدی(منظورش اینکه اونم ماساژ بده منحرف ┐( ˘_˘)┌ )
میا. ملکه کی این حرفارو یاد گرفتن(تعجب)
جونک هو. انگار داره خیلی بهشون خوش میگذره(لبخند شیطانی)
میا. اره خیلی
جونک هو. توعم میخوای؟(نگاه شیطانی)
میا. یااا نه
جونک هو. باشه حالا که خواستی منم کاره ای نیستم... بریم
میا. یاا دستمو ول کن نمیخوام(رفتن به سوی اتاق)
مباشر اعظم. منه بدبخت همیشه تنها هیچ یاری ندارم حیحیح... ایناهم که دارن شام مخصوص خودشو میخورن بهتره من برم
ویو ات
ات. خب دیگه بسه خسته شدم
جیمین. آخیش راحت شدم...
ات. یه وقت نگی دستت دردن...
داشتم حرفمو میزدم که یهو گونمو بوس کرد
جیمین. ممنونم (لبخند)
وای چی بگم ای وای هیچی به ذهنم نمیرسه
ات.چی اها(خنده ضایع)
جیمین.خجالت کشیدی؟(خنده بلند)
ات. مـ من باید برم بیرون ههههه(خنده ضایع)
سریع از اتاق امدم بیرون وای میتونم حس کنم مثل گوجه قرمز شدم من چمه؟...ویییی منو بوس کرد اهههه بسه ات انقدر اسکل نباش یه بوسه ی سادس دیگه مردم سگشونم میبوسن... چی الان خودمو به سگ تشبه کردم؟... اههههه میرم یه چی بخورم.. اونم صدا کنم؟.. اگه نکنم بد میشه...
دره اتاقو باز کردم نشسته بودو داشت کتاب میخوند.. بیشور چقدر ریلکسه..
ات. مـ میگم وقته شامه ها
جیمین. عا باشه برو منم میام
ات. خب... باشه
دره اتاقو بستمو رفتم به سمت جایی که شامو میارن.. اوههه چقدر قشنگه.. نشیتم سر یکی از میزا منتظر جیمین بودیم که امد...
جیمین. او ببخشید منتظر موندین شروع کنید
شروع کردیم به خوردن.... بعد اینکه تموم شد کلی اصرار کردم که خودم ظرفارو بشورم اما نذاشتن... خیلی خوابم میومد به سمت اتاقمون رفتم درو باز کردم که جیمین دیدم که خوابیده.. رفتم بالا سرش نشستم...
ات. چطور میتونی بامزه باشی هم سک*سی جذاب؟
جیمین. خودمم نمیدونم
ات. جیغغغغغغ
جیمین. چته ترسیدم
ات. تـ تو بیدار بودی
جیمین. اره
ات. خیلی بدی اصلا هم بامزه نیستی مثل خوکی اره گرازززززز(عمتهههه)
جیمین. عه باشه توعم مثل میمونییی
ات. پسره عوضی چی گفتییی(داد)
رفتم جلو و از موهاش کشیدم اونم از موهایه من
ادامه دارد...
حمایت کنید🥹❤
ویو مباشر اعظم
به سمت اتاق پادشاه و ملکه حرکت کردم.. میخواستم بهشون بگم که شام حاظره... نزدیک در شدم که با صدایی که شنیدم سر جام قفل شدم...
جیمین.عالیه اححح خیلی خوبه
مباشر اعظم. بلخرهههه قراره پادشاه پدر بشه باید این خبر خوبو به ملکه مادر بگم که یهو با صدایی که شنیدم ترسیدم
جونک هو. فالگوش وایستادی؟(آروم)
میا. هوم؟
مباشر اعظم. اهه ترسوندیم... گوش کن
جیمین. اححح واقعا خستگی از بدن آدم در میره
ات. یاااا فقط تو داری حال میکنیااا باید به منم یه حالی بدی(منظورش اینکه اونم ماساژ بده منحرف ┐( ˘_˘)┌ )
میا. ملکه کی این حرفارو یاد گرفتن(تعجب)
جونک هو. انگار داره خیلی بهشون خوش میگذره(لبخند شیطانی)
میا. اره خیلی
جونک هو. توعم میخوای؟(نگاه شیطانی)
میا. یااا نه
جونک هو. باشه حالا که خواستی منم کاره ای نیستم... بریم
میا. یاا دستمو ول کن نمیخوام(رفتن به سوی اتاق)
مباشر اعظم. منه بدبخت همیشه تنها هیچ یاری ندارم حیحیح... ایناهم که دارن شام مخصوص خودشو میخورن بهتره من برم
ویو ات
ات. خب دیگه بسه خسته شدم
جیمین. آخیش راحت شدم...
ات. یه وقت نگی دستت دردن...
داشتم حرفمو میزدم که یهو گونمو بوس کرد
جیمین. ممنونم (لبخند)
وای چی بگم ای وای هیچی به ذهنم نمیرسه
ات.چی اها(خنده ضایع)
جیمین.خجالت کشیدی؟(خنده بلند)
ات. مـ من باید برم بیرون ههههه(خنده ضایع)
سریع از اتاق امدم بیرون وای میتونم حس کنم مثل گوجه قرمز شدم من چمه؟...ویییی منو بوس کرد اهههه بسه ات انقدر اسکل نباش یه بوسه ی سادس دیگه مردم سگشونم میبوسن... چی الان خودمو به سگ تشبه کردم؟... اههههه میرم یه چی بخورم.. اونم صدا کنم؟.. اگه نکنم بد میشه...
دره اتاقو باز کردم نشسته بودو داشت کتاب میخوند.. بیشور چقدر ریلکسه..
ات. مـ میگم وقته شامه ها
جیمین. عا باشه برو منم میام
ات. خب... باشه
دره اتاقو بستمو رفتم به سمت جایی که شامو میارن.. اوههه چقدر قشنگه.. نشیتم سر یکی از میزا منتظر جیمین بودیم که امد...
جیمین. او ببخشید منتظر موندین شروع کنید
شروع کردیم به خوردن.... بعد اینکه تموم شد کلی اصرار کردم که خودم ظرفارو بشورم اما نذاشتن... خیلی خوابم میومد به سمت اتاقمون رفتم درو باز کردم که جیمین دیدم که خوابیده.. رفتم بالا سرش نشستم...
ات. چطور میتونی بامزه باشی هم سک*سی جذاب؟
جیمین. خودمم نمیدونم
ات. جیغغغغغغ
جیمین. چته ترسیدم
ات. تـ تو بیدار بودی
جیمین. اره
ات. خیلی بدی اصلا هم بامزه نیستی مثل خوکی اره گرازززززز(عمتهههه)
جیمین. عه باشه توعم مثل میمونییی
ات. پسره عوضی چی گفتییی(داد)
رفتم جلو و از موهاش کشیدم اونم از موهایه من
ادامه دارد...
حمایت کنید🥹❤
۳.۹k
۲۰ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.