{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیم ساعت پیش ،

نیم ساعت پیش ،
خدا را دیدم قوز ڪرده با پالتوے مشڪے بلندش
سرفه ڪنان در حیاط از ڪنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانـے ڪہ من ایستاده بودم آمد ،
آواز ڪہ خواند تازه فهمیدم ،
پدرم را با او اشتباهـے گرفته ام !


#حسین_پناهی
دیدگاه ها (۱۸)

این اقا پسر دیشب در عروسی عموم عاشقم شد از اول تاآخر عرورسی ...

به سیاست کاری ندارم .لباس عروس ثریا وتاجش وجواهرتاش شیک ......

هزار یک شب *غلام سیاه دروغگو .پادشاه دستور داد مردجوان وپیرم...

پدر اگه پولدار استهمه جوانیش را داده.....واگر بی پول است همه...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

لونا و ويليام

فاصله یک لبخند تا جنون

نیم ساعت پیش خدا را دیدم ! قوز کرده با پالتوی مشکی بلندشسرفه...

نیم ساعت پیش خدا را دیدم ! قوز کرده با پالتوی مشکی بلندشسرفه...

.نیم ساعت پیش ،خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندشسرفه...

نیم ساعت پیش خدا را دیدم!قوز‌کرده با پالتوی مشکی بلندشسرفه‌ک...

نیم ساعت پیش ، خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش سرف...

نیم ساعت پیش خدا را دیدم ! قوز کرده با پالتوی مشکی بلندشسرفه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط