{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دور از تو بغل می کنم ای یار تنت را

دور از تو بغل می کنم ای یار تنت را

بگذار که در خواب ببوسم دهنت را

ای لاله چو در دشت چمن جلوه نمایی

برباد نده زلف شکن در شکنت را

مشتاق نگاه توام ای رهزن دلها

خواهم که نگویی به غریبان سخنت را

هرچند که من در تب عشق تو بسوزم

مانند زلیخا ندرم پیرهنت را

نگذار به روی تو صبا را نظر افتد

لرزان نکنی پیش کس ای گل بدنت را..
دیدگاه ها (۲)

،،،،ٺو رآ دوسٺ دآرمٺ،،، اے ٺقدس آیـہ هاے عشق،،، بر شآنــہ هآ...

لحظه ای از عشق خواندی ، جان من بیمار شدشور عشقت را گرفتم ، ن...

نگاهت به کدامین سو می تابد؟وقتی نگاهم غیراز نگاه تو نمی خواه...

نوشتم درد دلہایم ،همہ گفتند عالے بودندانستند ڪہ درمانے ،براے...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط