{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دور از تو بغل می کنم ای یار تنت را

دور از تو بغل می کنم ای یار تنت را

بگذار که در خواب ببوسم دهنت را

ای لاله چو در دشت چمن جلوه نمایی

برباد نده زلف شکن در شکنت را

مشتاق نگاه توام ای رهزن دلها

خواهم که نگویی به غریبان سخنت را

هرچند که من در تب عشق تو بسوزم

مانند زلیخا ندرم پیرهنت را

نگذار به روی تو صبا را نظر افتد

لرزان نکنی پیش کس ای گل بدنت را..
دیدگاه ها (۲)

اینهمه زخم چرا ریخته روی بدنت؟جای یک بوسه نماند از کف پا تا ...

بوسه نه... خنده‌ی گرم از دهنت کافی بود....این همه عطر چرا؟ پ...

بوسه نه .... خنده ی گرم از دهنت کافی بوداین همه عطر چرا؟ پیر...

سال ها رفت و گل از پیرهنت می ریزدباغی از شعـر و غـزل از بدنت...

چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم نیزه در نیزه غریبانه تنت را ...

چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم نیزه در نیزه غریبانه تنت را ...

بوسه نه خنده‌ ی گرم ازدهنت کافی بوداین همه عطر چرا؟ پیرهنت ک...

تـــــو ایستـــــاده ای امّـــــا تـوان دم زدنت نیستخموشی ...

شب در آغوشِ تو آیم که تنت را بِچِشَملب به لب های تو سایم، ده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط