{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر امد قرارم را گرفت

یک نفر امد قرارم را گرفت

برگ و بار و شاخسارم را گرفت

چهار فصل من بهار بود ، حیف

باد پائیزی بهارم را گرفت

اعتباری داشتم در پیش عشق

با نگاهی اعتبارم را گرفت

عشق یا چیزی شبیه عشق بود

آمد و دار و ندارم را گرفت
دیدگاه ها (۴)

روزگار بر ما ایرانیها وفایی نداشت گوجه کاشتیم سرما نذاشت خیا...

خبر آمد خبری در راه است سرخوش ان دل که از آن آگاه است شاید ...

السلام علیک یا ابا عبدالله سوز هميشه ي جگرم باش يا حسينمن سي...

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.ناگهان شوهرش سرا...

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

پارت ۱ ویو ا.ت توی آینه ی قدی سالن نگاهی به تتوی روی قسمتی ا...

اوچیها شیسویی

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟎 با خودش فکر کرد.‌ امکان نداره، جونگکوک‌ ...

کیم نامجون؛امروز، جهان یک دلیلِ دیگر برای لبخند زدن دارد.روز...

کیم نامجون؛امروز، جهان یک دلیلِ دیگر برای لبخند زدن دارد.روز...

Cieloپارت ۴نمیدونم چجوری رسیدم رفتم زنگ و زدم در و باز کردن ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:8کوک:میخوام جهنمتو بسازم...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁸وای خدای من.از جذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط