دخترک خندید و پسرک ماتش برد!!!
دخترک خندید و پسرک ماتش برد!!!
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیده....باغبان از پی تو تند دوید،به خیالش به خیالش میخواست حرمت باغچه و دختر کم سالش را ار پسر پس گیرد!!!!
غضب آلود به او غیضی کرد... این وسط من بودم سیب دندان زده ای که به خاک افتادم...
من که پیغمبری عشقی معصوم لین دستان پر از دلهره ی یک عاشق و لب ودندان تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم...و به خاک افتادم چون رسولی ناکام هردو را بغض ربود..!!
دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت:او یقینا پی معشوق خودش می آید....پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد!!!
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز...
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام، جسم من تجزیه شد ساده ولی ذراتم همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:این جدایی بخدا رابطه با سیب نداشت...
(جواد نوروزی)
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیده....باغبان از پی تو تند دوید،به خیالش به خیالش میخواست حرمت باغچه و دختر کم سالش را ار پسر پس گیرد!!!!
غضب آلود به او غیضی کرد... این وسط من بودم سیب دندان زده ای که به خاک افتادم...
من که پیغمبری عشقی معصوم لین دستان پر از دلهره ی یک عاشق و لب ودندان تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم...و به خاک افتادم چون رسولی ناکام هردو را بغض ربود..!!
دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت:او یقینا پی معشوق خودش می آید....پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد!!!
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز...
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام، جسم من تجزیه شد ساده ولی ذراتم همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:این جدایی بخدا رابطه با سیب نداشت...
(جواد نوروزی)
- ۱.۰k
- ۱۹ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط