{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنارم نیستی اما...

کنارم نیستی اما...
در من "تو"یی هست که
صبح ها با من از بستر برمی خیزدو
روزها سایه وار همراهیم می کند
کنارم نیستی اما...
در من "تو"یی هست که
غروب ها
اندوه تنهایی ام را نظاره می کند وشبهاتمام دهلیزهای خوابهایم راقدم میزند
کنارم نیستی
اما...!دیده بارانی و دل کرده هوایت؛ چه کنم؟
تو نبودی و ز غم پر شده جایت؛ چه کنم؟
نرود پای دلم غیر رهی جز ره تو
غیر از این جان که فدا گشته برایت، چه کنم؟
این روا نیست که اینگونه دل‌آزار شدی!
صنما! با دل افتاده به پایت، چه کنم؟
می‌کنی بر همه جانم تو خدایی اما
دل سنگی که خدا کرده عطایت، چه کنم؟
بی تو این سینه کویری‌ست به پهنای سراب
بی خ--دا، با تو و این جور و جفایت چه کنم؟
قاب عکس تو کند ولوله در سینه به پا
مانده‌ام با هوس زنگ صدایت، چه کنم؟
دیدگاه ها (۶)

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

راستش تا قبل از اینکه مادر بشم، نمی‌فهمیدم «مادر» بودن یعنی ...

دوستت دارم، نه فقط برای لحظه‌هایی که کنارمی،برای تمام حس خوب...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط