{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر کلاس یکی از بچه ها اومد خودشو معرفی کنه گفت :

سر کلاس یکی از بچه ها اومد خودشو معرفی کنه گفت :
لعیا هستم ۲۲ ساله از تهران....
بعد از کمی سکوت من گفتم حالا نقاشیتو نشون بده عمو استاد ببینه!!!!!
هیچی دیگه استادمون داشت میز رو گاز میگرفت ... o_O
دیدگاه ها (۳)

ههههههه

ﺁﺑﺮﯾﺰﺵ ﺑﯿﻨﻰ ﺩﺍﺭﻡ،ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﻗﺮﺹ ﺿﺪﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ،ﺗﻮ ﻋﻮﺍﺭﺽ ﺟ...

part4کوک:بعد ازچند دقیقه که این سوال رو پرسید داشتم دنبال جو...

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇14ویو نامجون:صبح مثل همیشه وارد کلاس ...

علامت ا.ت:○علامت دیگران:_#سکوت_سرخ_پارت_شانزدهم همون‌طور کنا...

علامت ا/ت:○ علامت دیگران:_ #سکوت_سرخ_پارت_دهم بعد از اون گ...

Crimson silence (p16)

⁦(⁠*⁠_⁠*⁠)⁩⁦teodan and leyca⁩⁦(⁠*⁠_⁠*⁠)⁩*2*شب خوابگاه دخترام...

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط