زندگیp
زندگی:p⁴
نامجون:بیمارستان،باید یه چیزی رو چک کنم
-نمیشه نریم؟
نامجون:نههههههههه
بلند شدم و کارای لازم رو انجام دادم..موهامو گوجه ای بستم و یه استایل مشکی زدم و تمام
کفش های جُردنم رو پا کردم و رفتیم
-بابام میدونه میام؟
نامجون:اره چیز یعنی...
-پس بهش گفتین مریضم درسته؟
(فلش بک به دیشب)
[ویو تهیونگ]
داشتم به عکسای دوتایی مون نگاه میکردم که جیهوپ در زد و اومد تو
جیهوپ:ته بیا بریم پایین کاریت دارم
+اومدم
رفتم نشستم،بقیه ی اعضا هم بودن
جیهوپ:میدونی لونا مریضه؟
+نه
جیهوپ:میدونی که دشمنامون توی مواد غذاییمون سم ریختن ولی فقط روی لونا اثر داشته
+نه
نامجون:تمام اتفاقات و شُل شدن پاهای لونا مربوط به سمه..فردا میبرمش دکتر
+هرکاری میخوای بکن
شوگا بلند شد و بالحن تهدید آمیز لب زد
شوگا:یعنی چی ها؟اون بچته همونی که کارن و تو براش دنیا رو گذاشتین(جمله ی اخر با داد)
+من دیگه نمیخوام اونو ببینم اگر اون نبود الان ما اینقدر دقدقه نداشتیم(داد)
جیمین:باشه باشه بشینید..لونا خوابه بیدار بشه بدبختیم..هوم؟اوکی؟
من و شوگا نشستیم
(پایان فلش بک)
(زمان حال)
[ویو لونا]
نامجون ماجرا رو تعریف میکرد و منم همینجوری مات و مبهوت مونده بودم
واقعا بابا منو نمیخواد؟نه این امکان نداره که با صدای نامجون به خودم اومدم و دیدم رسیدیم
نامجون:بریم؟میدونی که باید اون سم خارج بشه؟ولی ممکنه جراحی بشی..بدون ما همیشه پشتتیم!
-مرسی اما..وایسا..ما؟
و جیمین و جین اومدن جلو
جیمین:انتظار نداشتی که تنها بیای؟
جین:بیا بریم ورلد واید بیوتی من
-بریممم(خنده)
رفتیم تو مطب ولی با حرفی که دکتر زد......
---------------------------------
ادامه دارد...
حمایت نشم؟؟
نامجون:بیمارستان،باید یه چیزی رو چک کنم
-نمیشه نریم؟
نامجون:نههههههههه
بلند شدم و کارای لازم رو انجام دادم..موهامو گوجه ای بستم و یه استایل مشکی زدم و تمام
کفش های جُردنم رو پا کردم و رفتیم
-بابام میدونه میام؟
نامجون:اره چیز یعنی...
-پس بهش گفتین مریضم درسته؟
(فلش بک به دیشب)
[ویو تهیونگ]
داشتم به عکسای دوتایی مون نگاه میکردم که جیهوپ در زد و اومد تو
جیهوپ:ته بیا بریم پایین کاریت دارم
+اومدم
رفتم نشستم،بقیه ی اعضا هم بودن
جیهوپ:میدونی لونا مریضه؟
+نه
جیهوپ:میدونی که دشمنامون توی مواد غذاییمون سم ریختن ولی فقط روی لونا اثر داشته
+نه
نامجون:تمام اتفاقات و شُل شدن پاهای لونا مربوط به سمه..فردا میبرمش دکتر
+هرکاری میخوای بکن
شوگا بلند شد و بالحن تهدید آمیز لب زد
شوگا:یعنی چی ها؟اون بچته همونی که کارن و تو براش دنیا رو گذاشتین(جمله ی اخر با داد)
+من دیگه نمیخوام اونو ببینم اگر اون نبود الان ما اینقدر دقدقه نداشتیم(داد)
جیمین:باشه باشه بشینید..لونا خوابه بیدار بشه بدبختیم..هوم؟اوکی؟
من و شوگا نشستیم
(پایان فلش بک)
(زمان حال)
[ویو لونا]
نامجون ماجرا رو تعریف میکرد و منم همینجوری مات و مبهوت مونده بودم
واقعا بابا منو نمیخواد؟نه این امکان نداره که با صدای نامجون به خودم اومدم و دیدم رسیدیم
نامجون:بریم؟میدونی که باید اون سم خارج بشه؟ولی ممکنه جراحی بشی..بدون ما همیشه پشتتیم!
-مرسی اما..وایسا..ما؟
و جیمین و جین اومدن جلو
جیمین:انتظار نداشتی که تنها بیای؟
جین:بیا بریم ورلد واید بیوتی من
-بریممم(خنده)
رفتیم تو مطب ولی با حرفی که دکتر زد......
---------------------------------
ادامه دارد...
حمایت نشم؟؟
- ۲.۰k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط