{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟

دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟
مهمان با مهربانی جواب داد:بله.
دخترک دوید و همه ی عروسکهاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن
دربین اونا
یک عروسک باربی هم بود.
مهمان از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟
... و پیش خودش فکر کرد:حتما” باربی.
اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید
دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم
نداشت اشاره کرد و گفت:اینو بیشتر از همه دوست دارم.
مهمان با کنجکاوی
پرسید:این که زیاد خوشگل نیست!
دخترک جواب داد:
آخه اگه منم دوستش نداشته
باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه ،
اونوقت دلش میشکنه ...
__________________________________________________
دلم نه عشق میخواهد نه احساسات قشنگ
نه ادعاهای بزرگ نه بزرگ های پر مدعا...
دلم یک دوست میخواهد که بشود با او حرف زد
و بعد پشیمان نشد !!!...
دیدگاه ها (۱)

اینم وروجک عمو😍 😘

ادم باید یکی رو داشته باشهساعت دو نصفه شب بهش اس بده بگه دلم...

ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﮔﻔﺖ :ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﭘﺮﺳﯿﺪ...

مرد بغض نمی کندمرد گریه نمی کندمرد نمی شکندفقط سیگاری روشن م...

وقتی برادر ناتنیت بود...(پایانی)با سرعت زیادی رانندگی میکردد...

پارت ۴۰ لینا بعد از دعوا برگشت پیش سوفیا.سوفیا با تعجب نگاهش...

رمان✨رقیب عشقی✨💖پارت ۱همه ی بچه های ۱۱ ساله داشتن از والدینش...

ᴘᴀʀᴛ ۱۷ | یه روز متفاوتصبح روز بعد...حیاط پرورشگاه مثل همیشه...

🍷 Red Wineپارت ۲۶ — علامتماشین با سرعت از جاده‌ی خیس دور می‌...

part 29چند دقیقه بعد کاسه الینا تقریبا به نصفش رسیده بود که ...

part 33&دوست دارم زودتر بزرگ بشمهر کس بعد این حرف واکنش متفا...

star key ring:8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط