Chapter

Chapter 2
Lucky-bloody#
پارت ۱۶

×خوش اومدین،آقای سئو این گوک؟
~اوهوم....
×سفارشاتون امادست
~خوبه....همشونو بیارین
چندتا جعبه رو میارن و جلوت میچینن
+الان باید از بین اینا انتخاب کنم؟
~اوهوم
+سخته....
اینگوک میخنده
~هرکدوم که باهاش راحت تری رو انتخاب کن چون همشون خوشگلن
همه حلقه هارو یکی یکی دستت میکنی که یکیشون چشمت رو میگیره،به حلقه نسبتا نازک و ساده که طرحش مثل دست بود که انگار انگشتتو بغل کرده
+این یکی خوبه....کیوته
اینگوک میخنده
~دقیقا همونی که انتظارشو داشتم.....همینو می‌بریم
حلقتو در میاری و اونا میزارنش تو جعبه و میدن به اینگوک و اونم میزارش تو جیبش
از طلا فروشی میرین بیرون
~خب....گشنتون نیست؟
+عام...یکم...
~من کار دارم....باید برم تالارو آماده کنم تو و کوک برین یچیزی بخورین
بهت چشمک میزنه و دستشو میزنه رو شونه کوک و میره
-دنبالم بیا
+میخوام خودم تنها برم یچیزی بخورم
-که خیلی راحت بیان و بدزدنت؟
+بلدم از خودم محافظت کنم
-کاملا واضحه
دستتو میگیره و راه میره
+خیلی خب....دستمو ول‌کن فرار نمیکنم
-ازت بعید نیست
دستتو میکشی و کنارش راه میری
+دیگه احمق نیستم
وایمیسته و روشو میکنه بهت
-چرا اینجوری رفتار میکنی؟
+خودت چرا اینجوری رفتار میکنی؟
-من دلیل دارم
+منم دارم
-دلیلت چیه
+چون تو اینجوری رفتار میکنی
-چجوری رفتار میکنم
+بی دلیل خودتو ازم دور میکنی یا سرم داد میزنی
ساکت میشه
+گفتی دلیل داری برا این کارت خب دلیلت چیه
-لازم نکرده بدونی
+پس منم تا وقتی اینجوری رفتار کنی باهات عین خودت رفتار میکنم
-خیلی خب....باهات مثل قبل رفتار میکنم ولی توم زیاد پررو نشو
+نمیخوام....اصلا کلا دیگه بهت نزدیک نمیشم تا فاصله یک متری
چند قدم میری عقب و میرسی وسط خیابون
+خوبه؟ اینجوری بهترم هست راحت تر......
کوک میدوه سمتت و میکشونتت سمت خودش تا ماشین بهت نخور و محکم میخوری به کوک
+عای دماغم.....ولم کن
دستتو میزاری رو دماغت و نگا میکنی به کوک
+تو چت شده،چرا همش یا میرینی به جسمم یا میرینی به روحم
-از خداتم باشه نزاشتم ماشین بهت بزنه وگرنه الان کلا دماغ نداشتی که بخواد درد بگیره
دماغتو میمالی و بعد ولش میکنی
+ولش کن.....فعلا گشنمه بعدا حسابتو میرسم
میری تو پیاده رو و آروم دست میزنی به دماغت و کوکم پشت سرت میاد
-الان شدیم مث قبل.....
+میخوام صدسال دیگم نشیم....الان که دارم فکر میکنم وقتی ازم فاصله میگرفتی راحت تر بودم
-دوباره برگردم به حالت قبل؟
+لازم نکرده......
کوک میخنده و دستشو میزاره دور گردنت
-الان که دارم سعی میکنم مث قبل شیم توم یکم همکاری کن
+من الان گشنمه مغزم کار نمیکنه
-اون روبه‌رو رستورانه ولی معروف نیست
+عیب نداره همینم خوبه فقط خوشمزه باشه
-نمیشه چون تو الان نامزد اینگوکی
+خب که چی....
🍃🗿
دیدگاه ها (۲)

Chapter 2Lucky-bloody#پارت ۱۷+خب که چی-ینی کل این کشور الان ...

Chapter 2Lucky-bloody#پارت ۱۸خفیفی روی گردنت حس میکنی و همه ...

Chapter 2Lucky-bloody#پارت ۱۵~بریممیچرخی به سمت اینگوک و سری...

Chapter 2Lucky-bloody#پارت ۱۴از اتاق پرو میای بیرون و جلوشون...

پارت6فصل1ات صبح به بیدار شد هیچ کدوم از خدمت کارا خونه نبود ...

فکر ایدل عاشق پارت ۹ویو خودمخب هردو لباسشون رو عوض کردن امکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط