{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان دخترای شیطون

رمان دخترای شیطون
پارت_۱۸

رسیدم به ریحانه
چرا به ریحانه نگاه میکنه
سنگینیه نگاه کسیو رو خودم حس کردم
سرمو بالا اوردم دیدم اراده
سرشو تکون داد به معنیه سلام
منم سرمو براش تکون دادم
برای اینکه یکم گرم شم یه گیلاس ش*ر*ا*ب برداشتم
دیدم همون دختره اومد وسط پسرا رفت بغل ارمان
ارمانم از عصبانیت قرمز شده بود یهو دست دختره رو گرفت برد بالا
~~~ارمان~~~
نمیدونم چرا خوشم نمیاد جلوی اونا منو بغل کنه دختره ی نچسب
داشتم با راشا برای شمال برنامه ریزی میکردیم که دیدم
رها و رزا اومدن پایین
رها خیلی خوشگل شده بود اصلن حواسم به راشا نبود
اومدن پیش ما یهو یکی پرید بغلم دیدم رویاله
دلم میخواست سرشو از تنش جدا کنم
برای اینکه بیشتر بهم نچسبه دستشو گرفتم بردمش بالا
رویال:ای اروم ارمان
رسیدیم دمه در اتاق انداختمش تو اتاق خودمم رفتم تو درو بستم
من:دفعه اخرت باشه جلو اینا میچسبی به من فهمیدی
رویال:ارمان نزار برم به همه بگم چکارم کردی
من:ببین رویال همه خوب شاهدن که تو چه مار خوش خت و خالی هستی و همه خوب میشناسنت که چه شخصیتی داری اون شبم شک دارم که اتفاقی افتاده باشه از کجا معلوم قبلا اینکاره نبودی پس انقدر واسه من فیلم بازی نکن
رویالو کارد میزدی خونش در نمیومد
یه پوزخندی بهش زدم
من:امشب دور من و داداشم نبینمت
سریع از در زدم بیرون
اخیش از شرش راحت شدیم
رفتم پایین دیدم ارسام یکی از دوستام نگاش رو رهاست عصبی شدم
اخه یکی باید بهش بگه چرا نیم تنه دامن پوشیدی همچیت بیرونه
اصلا به من چه بزار نگاه کنه رفتم پیش بقیه
اهنگ ملایم گذاشته بودن همه دو به دو شده بودن
دیدم ارسام داره میره طرف رها
ارسام:سلام به بانوی زیبایی چون شما
رها:سلام بفرمایید
ارسام:افتخار یه دور رقصو به من میدید
تردیدو تو چشمای رها دیدم
رفتم جلو دستمو دور کمر رها انداختم
من:شرمنده قولشو قبلا به من داده کشوندمش وسط پیست رقص داشت با چشمای گرد شده نگام میکرد
دستمو دور کمرش محکم تر کردم اونم دستشو دور گردنم انداخت
عطر موهاش دیوونم میکرد
من:چرا میخواستی باهاش برقصی؟
رها:به تو چه
من:این چه وضعه حرف زدنه؟
رها:خوب راست میگم دیگ
من:زبونتو کوتاه میکنم خانم کوچولو
رها:به همین خیال باش اقاهه
مشغول رقصیدن بودیم که دیدم یه پسر غریبه داره به رها نگاه میکنه
فشار دستامو بیشتر کردم
من:میمردی یه لباس پوشیده تر بپوشی
رها:چرا؟
من:دوست داری نگاه ها همه رو خودت باشه؟
رها:من هر کاری دلم میخواد میکنم نگاهای دیگرانم به خودشون ربط داره نه من
اهنگ تموم شد
رفتیم پیش بقیه
~~~ریحانه~~~
از اون اول ارمیا هی داره نگام میکنه
راشا هم نمیزاره زیاد برقصم باهاش قهرم
دیدم ارمیا اومد سمتم
ارمیا:یه دیقه میای بالا؟
ترسیدم نکنه بلایی سرم بیاره
من:ب ب براچی؟
دیدگاه ها (۱)

رمان دخترای شیطونپارت _۱۹انگار فهمیده بود ترسیدمارمیا:نترس م...

رمان دخترای شیطون پارت_۲۰درو بستم رفتم سراغ کمدمجعبه ی خاطرا...

رمان دخترای شیطون پارت_۱۷~~~رزا~~~وای خدا قلبم چرا انقدر تند...

رمان دخترای شیطون پارت_۱۶ایناز:سلام داداش بیا این بادکنکارو ...

چه رفته بودم مثل همیشه تو حیاطمون دیدم یه مرده داره وروور نگ...

My idol

The unwanted Roommate __________________________ویو پارک یور...

تک پارتی از جونگکوک.

تو پارک بودم،ديدم ي پسره دستاشو گرفته سمت آسمون دلم سوخت،فک ...

وقتی درسش بد بود و..

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط