پارت

#پارت_34



حالم بد بود ول ، ول میدونم ایتک بدتره ، اون ....

دوباره سوار شدمو سمت خونه راه افتادم ....



(ایتک )


گف بیرون کار داره و رف .... هنو حرفای دکتر ... سرگیجه هاش ... سرفه هاش ... همش همش عین یه فیلم از جلو چشمام رد میشد !


سرم داشت منفجر میشد . نباید تنهاش بزارم ، من بدون اون نمتونم ، اون خوب میشه اره !!!



- خدا جون خوشگلم ، مهربونم ، از بچگی بهمون میگفتن تو مهربونی خب ، مگه مهربون نیستی ... میشه میشه یه خواهشی ازت بکنم ، بخدا دیگه هیچی هیچی هیچی ازت نمخوام...


- خدای خوسگلم من بدون اون نمتونم ، هر کاری دلت مبخواد با من بکن ، هر بلایی میخوای سرم بیاری بیار .. ول اون چیزیش نشه ، من بدون اون میمیرم ، خدا جونم ارم نگیرش ...




دیگ نمتونستم ، گریه امونمو بریده بود ،، چشام میسوخت ، درد میکرد ...


ارشام اومد ... چشماش قرمز بود ، گریه کرده بود ، مردی که گریه نمیکرد الا ...

گریم شدت گرفت ، با دو اومد سمتم ، توی بغلش گرفت بهمو ...

+، هی هی ایتک بسته ع ، اینطوری منم میشکَنا خب ... نکنی باشه ، دیگه گریه نکن اینطوری قبل سرطان درد قلبم میکشه منو ها ...



- نگو نگو نگووووو حرف از مرگ نزننننن



+، باشه ول توام نباید گریه کنیا خب ...
دیدگاه ها (۲)

#پارت_35روی پاهاش نشوند بهمو ... روی صورتم دستی کشیدو ..+ خو...

#پارت_36کتاب و برداشتمو شروع کردم به خوندن ...( در زمان های ...

#پارت_33دیگه هیچی نگفتیم تا رسیدیم خونه ، ایتکو پیاده کردم ،...

#پارت_32× خب این چیزایی که ازمایش نشون میده شما ، متاسفانه م...

بهترین رقیب منپارت ۴ویو جونگکوکا..ا..اون ات بود سریع رفتم سم...

سناریو تک پارتی

خون آشام من My vampire 🦇 part19 لوری: دوست پسرم ات: خب به عن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط