{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا!!!دستانم را زدم زیر چانه ام.....

خدایا!!!دستانم را زدم زیر چانه ام.....
مات و مبهوت نگاهت می کنم....طلبکار نیستم!!!
فقط مشتاقم بدانم ته قصه چه میکنی با من؟
دیدگاه ها (۹)

گـاهـی بـاید رفـت و بعضـی چیـزهای بردنـی را بـا خـود بـرد......

سخن کورش بزرگ با دخترش آتوسا : تا وقتی قلب عریان کسی را ندید...

ایینه هم شکایت دارد از من!!!روی خوش میخواهد...ایینه جان ندار...

ای کـــــــودک. . .کفش هایم را نپوشتلاش تو برای بزرگ شدنت غـ...

سلام به همه همراهان عزیز

پارت 32🎀🦋 ویو آت 🦋🎀آت: بیا دیگه!ته: باشه. 😐🚗 توی ماشین...هیو...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

رها🦋 واست غرورمو زیرپا گذاشتم ثابت کن اشتباه نکردم....من برا...

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

......//برده ی زیبا//.....

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

پارت ۲۸ ته: ساکت شو!همون یک جمله کافی بود.انگار تمام بغضم یک...

پارت دوم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتزنگ خورد و من و جیا رفتیم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط