{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیر مردی موبایلشو برد تعمیر کنه

پیر مردی موبایلشو برد تعمیر کنه
بعد از مدتی اقای تعمیر کار اومد گفت : موبایلت سالمه پدرجان ..چیزش نیست .
پیر مرد بااا صدای غمگین گفت : پس چرا بچه هام بهم زنگ نمیزنن. =_=
دیدگاه ها (۲۳)

رِفیـــقداغــ.ـونَــم بِه مُــولا... نَـه کِـه ضَعیــف بـاشَ...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

@@@@

عشــــق☜ من به تــــو☞مثل کــــــوه اتشفشـــان است..لبخنــــ...

سرنوشت(ویو من)خب بچه‌هااااا 😭ظاهراً شوگا فهمیده رایا شده پاش...

خودکار ابری

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_45تمام بدنم داغ کرده بود ..پ...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:5#انتخاب_امنچند دقیق...

مرد من ۱

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p2همه رفتیم تو کل...

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

شاهکاری به نام دروغ

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part حلقه رو از توی جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط