{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سـربـازی پشـت پـولـی...!

سـربـازی پشـت پـولـی...!
نوشتـه بـود...!
الان سـاعـت 00:30 شـب...!
تـو پـادگـان نگهبـانـم...!
امشـب عـروسـی عشقمـه...!
الـان اون داره...!
از هـوس مـی لـرزه...!
و مـن از سـرمـا...!
"خـدایا انصـافـت کجـا رفـت"*!*
دیدگاه ها (۴)

بد ذاتی نداری فهم تو یه کم هرکی که وت کنه خوبی فک کنی وظیفشه...

سر جلسه امتحان از بغل دستیم میپرسم جواب سوال 7 چی میشه؟برگشت...

با دوس دخترم رفتیم تو پمپ بنزین از من می پرسه تنظیم بادمجان...

↩پیـــــرمردی موبایلشو بـرد تعمیر کنه......☜بـعداز مدتی تعمی...

پارت ۲۱ خلاصه حسنا برگشت ایرانو برای عروسی دختر خاله اش اون ...

کوک شوهر کینه ایPart87

تک پارتیمن سیب زمینی سرخ کرده میخوام!یه روز خیلی سخت از بارد...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۲$خرگوش رو برداشت گذاشت روی تخ...

داستان عاشقانه جدید

RESPECT OR DIE : پارت نهمپشت عکس یک جمله نوشته شده بود:«اگر ...

👤: بچه‌ها، من RM از BTS رو دیدم... دستام از استرس می‌لرزه، و...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود. هوسوک با کلافگی در پذیرایی قدم می...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.9از عمارت زد بیرون....کوک از صبح ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط