کلودیهی کلودیتورو به خاطر اینکارت نمیبخشممن خودمو
کلودی:هی کلودی...تورو به خاطر اینکارت نمیبخشم...من خودمو بخاطر اینکارم اصلا نمیبخشم
اشکاشو پاک کرد و بلند شد سوار ماشین شد....با همون سرعت زیادش....رفت باشگاه جونگکوک
وقتی رسید پیاده شد و واردش شد و با صدای بلند گفتی
کلودی:همتون بیرون...کسی اینجا نمونه....چشمم به کسی اوفتاد خودشو مرده فرض کنه
در کسری از ثانیه همه از باشگاه خارج شدن جز جونگکوک...که قبل ازینکه کلودی بیاد داشت بوکس کار میکرد
جونگکوک:چته؟چرا اینطوری اومدی؟
کلودی:بیا بوکس مسابقه بدیم
جونگکوک:جانم؟
کلودی:چیه چته؟میترسی ببازی؟
جونگکوک:هی هی اروم باش نمیفهمم چته ولی باشه بیا مسابقه بدیم
اشکاشو پاک کرد و بلند شد سوار ماشین شد....با همون سرعت زیادش....رفت باشگاه جونگکوک
وقتی رسید پیاده شد و واردش شد و با صدای بلند گفتی
کلودی:همتون بیرون...کسی اینجا نمونه....چشمم به کسی اوفتاد خودشو مرده فرض کنه
در کسری از ثانیه همه از باشگاه خارج شدن جز جونگکوک...که قبل ازینکه کلودی بیاد داشت بوکس کار میکرد
جونگکوک:چته؟چرا اینطوری اومدی؟
کلودی:بیا بوکس مسابقه بدیم
جونگکوک:جانم؟
کلودی:چیه چته؟میترسی ببازی؟
جونگکوک:هی هی اروم باش نمیفهمم چته ولی باشه بیا مسابقه بدیم
- ۸.۴k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط