{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کلودیزر نزن

کلودی:زر نزن
جیمین:بی ادبی نداشتیم
کلودی:ادب حالیت میشه اصلا؟
جیمین:هروقت تو حالیت شد منم حالیم میشه
کلودی:خوشحالم منو استادت در نظر میگیری
کیوکو:بس کنید...شما هم عجب حوصله ای دارید میشینید چقدر باهم کل کل میکنید
جیمین:حرص دادنش حال میده
کلودی:کی گفته حرصم میدی؟اصلا کی هستی که حرصم بدی؟
جیمین:من جیمینم جیمین....اصلا از صورتت که از شدت عصبانی شدن قرمز شده معلومه اصلا حرص نمیخوری
کلودی:جیمین ببین...من اعصاب مصاب ندارم....حرف دیگه ای بزنی جای کاشی ها رو میدم به تو
جیمین:میگم حرصی میشی باز تو بگو نه
کلودی:نه تو آدم نمیشی من باید آدم کنم

کلودی با عصبانیت پاتند کرد سمت جیمین....از چشماش میشد خوند که میخواد جیمین رو به ۴۰ نه ۱۲۰ تیکه کنه...ولی این حرص و عصبانیت کلودی برا جیمین لذتی غیرقابل توصیف دوست و همسن باعث می‌شد که هر۳ تاشون از شدت خنده شکم درد بگیرن
میاکو رفت و کلودی رو گرفت و همینطور که میخندید گفت:اروم باش دختر...
کلودی:نمیبینی این پدرسگووووو
جیمین:اوه اوه اوه....همتون دیدید....دیدییییید به پدرم فوش داد....به آگوست دی فوش داددددد....میدونی اگه به پدرم بگم سرتو با ساطور میزنه؟
کلودی:قبل ازینکه بتونه به آگوست دی چیزی بگی خودم میکشمت
جیمین:اشکال نداره حداقل میدونم بعدش میای دنبالم چون اگه منو بکشی...پدرم تو رو به بدترین شکل ممکن میکشه
کلودی:جیمینننننننننننننن
میاکو:جیمین فرار کن نمیتونم کنترلش کنم
کیوکو:بدبخت موذی...بشین سرجات خو
دیدگاه ها (۲۱)

"بازی"🕶part:21🕶چشاشو باز کرد....سرش درد می‌کرد....ی جای ناآش...

جیمین بهش اجازه ی حرف زدن نداد و رفت سراغش از یقه اش گرفت و ...

"بازی"🕶part:20🕶رفتن زمین بوکس...و قبل از هر آمادگی ای کلودی ...

کلودی:هی کلودی...تورو به خاطر اینکارت نمیبخشم...من خودمو بخا...

My little princess Part...6جیمین نبود یه نفر دیگه بود با گری...

سایه ای میان ما

CASINO3.2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط