{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر هر چهره‌ای

بر هر چهره‌ای
سایه‌ی مژگان را می‌جویم.
تو را در داستان‌های شرقی می‌جستم و
نیافتمت.

خیلی دیر پیدایت کردم، این‌جا
در سرزمین خودم و در زمین خودم.
پیش تو می‌مانم
تا هر وقت که سکوتت به من بگوید:
لمسم نکن.

پیش تو می‌مانم
می‌دانم
موهای‌ات شعله‌های آتش‌اند و
هیچ بادی آنها را خاموش نمی‌کند.
پیش ساده‌ترین اعجاز می‌مانم
ماندگار می‌شوم
انگار مجبورم.
دیدگاه ها (۴)

گامهای منتوان عبور ندارنداز سایه ساری کهسرو قامتتبر برهوت تن...

تو آن جاییو من اینجادر این فکرکه تا چه حد دوستت دارمدر این ف...

بی تو شبشب استاما بخیرنیست !

شب چهارشنبه ست یادی از ما کنبه خودم شعری از خودم بفرست

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط