تو خیابون با تلفن حرف میـزدم
تو خیابون با تلفن حرف میـزدم
یه یارو فضولی از بغلم داشت رد میشد و به حرفام گوش میکرد ...
منم با تلفن گفتم : من اونو زنده میخوام
صبر کن یکی حرفامونو شنید...
تک تیر انداز، مردی که از کنارم رد شد رو بزن!
یارو از ترس مث پلنگ زیگ زاگ می دویید تیر بهش نخوره
خخخخخخ
یه یارو فضولی از بغلم داشت رد میشد و به حرفام گوش میکرد ...
منم با تلفن گفتم : من اونو زنده میخوام
صبر کن یکی حرفامونو شنید...
تک تیر انداز، مردی که از کنارم رد شد رو بزن!
یارو از ترس مث پلنگ زیگ زاگ می دویید تیر بهش نخوره
خخخخخخ
- ۳.۴k
- ۱۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط