{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#همسر_اجباری #۲۰۹

#همسر_اجباری #۲۰۹
.یه جین مشکی و پیر هن سرمه ای و اخمای در هم پرستیژ آریا رو بیشتر
با این اخم دوست داشتم مرض داشتم دیگه ... مرض.
عسل:چایی بریزم.
آریا با سر تایید کرد.
-از اول از سیر تا پیاز واسم بگو امیر من از هیچ کس دیگه ای توضیح نمیخوام فقط تو.
خدایا فقط امیر قضیه هانگو نگه یه وقتی.
امیرهمه چیزو واسه آریا مو به مو تعریف کرد آریا هم هر لحظه اخمش بیشترو بیشتر میشد.
و در آخرهم خدارو شکر چیزی از حرف اون موضوع نگفت.
-حاال وظیفه من چیه.؟تو فقط وفقط هواست به خانواده سو و باال دستیاش باشه. و قرار داد هایی که در موردشون
حرف میزنن تو جمع های مهم بشین ما به تو میکروفن میدیم که صداشون ضبط شه.و یه دوربین هم که داخل یه
انگشتر مردونه کار گذاشتیم از همه جا فیلم بگیربیشتر اونایی که با آقای سو خوش بش میکنن.
واحسان که واسه عقد قرار داد میره باید تموم حواسشو به بند بند قرار داد بده. و بقیه قرار داد.
عسل تو که کارتو بهتر از من میدونیسحبت کردن با خانم های اون رده باالییا و بدست اوردن یه سرنخ ریز کارهایی
که بر عهده شوهراشونه.
آنا هم که خودش کارخودشو میدونه.
آریا:کار آنا چیه؟
-قضیه اش مفصله خودم کارمو بلدم.
با اخم رو شو کرد سمت منو گفت.
-من از تو سوال نکردم.
بعد هم رو به امیر نکنه وظیفه اش دلبری واسه اون انگله.
-هرکسی یه وظیفه ای داره وظیفه منم همینه.
-ا..تو غلط کردی... واسه خودت میبریو میدوزی. اما نه انگار با هانگ باشی بهت بد نمیگذره ...بهت حق میدم.همه
چیزش راه.
از طرز حرف زدنش خوشم نیومد.
داشت میرفت بیرون که گفتم
-من کار خودمو انجام میدم و هیچ کسیم نمیتونه منصرفم کنه.
دیدگاه ها (۱)

#همسر_اجباری #۲۱۰اومد سمتم انگشت اشارشو گرفت سمتم -همین که گ...

#همسر_اجباری #۲۱۱درسته از آنا دلگیر اما نباید جلو بقیه غرورش...

#همسر_اجباری #۲۰۸یا اینکه با ما باش و کمکمون کن که جلو اینا ...

#همسر_اجباری #۲۰۷امیر:آریا االن که چیزی نشده تو از چی میترسی...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁵²یه سلفی دسته جمعی از اون سو و دوستاش بو...

عشق در تاریکی 45.+ خب راستش قضیه اش طولانیه و اینکه خدمم نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط