{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم یک تصادف بزرگ میخواهد

دلم یک تصادف بزرگ میخواهد
صدای اژیر امبولانسها, دلم کما میخواهد, وبعد ارامش
اره دیگه با پول دیه تصادفم ی ماشین مدل بالا میخرم و ی سفر شمال و
به ارامش میرسم
انتظار نداشتی که تو تصادف بمیرم
دیدگاه ها (۱۰)

...

سیاه پوشیده بود، به جنگل آمد .. استوار بودم و تنومند! ...

خدایا دستم را این بار محکمتر بگیر از این دنیا می ترسم خدایا ...

گاهی باید دست هاش رو بگیری توی دستت... فقط یه جمله بهش بگی: ...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

داستان عاشقانه جدید

۷۰ لایک و کام ۳۰ بازنشرpart : ۳۴chapter : 2ویلیام با تعجب به...

part30سفر در جاده‌هایِ پیچ‌درپیچِ ججو ادامه داشت. در ماشینِ ...

پارت ۴: سنگینیِ حقیقتتهیونگ به سختی پلک زد. تاریِ دیدش کم‌کم...

love in the dark⑧⑤یک ساعت بعد ا/ت: نخوابیدی؟ کوک: نه رفتم کن...

پارت بیست‌ و دوم | راهیِ سفرپارک لاراچمدونم رو روی تخت گذاشت...

Part 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط