{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنجم

پارت پنجم:

منم پشت سرش راه افتادم و.... چی ماشین من نیومده چرا؟؟
راننده گفت
+ببخشید خانوم راننده ی شما همسرشون زایمان کرده بود برای همین فورا رفتن رئیس گفتن که شمارو با خودم بیارم
ها؟نه تروخدا با اون سوار شم؟ایششششش
سوار ماشین شدم و راننده درو برام بست و خودشم سوار ماشین شد از پشت شیشه مشدیدم که زول زده بودن به هم و داشتن حرف میزدن دربارمون
هیچی تو راه نگفتیم و از این خوشحالم
وقتی رسیدیم خونه بدونه هیچ حرفی سری رفت تو اتاقش
خاله گفت
+این چشه؟
-نمیدونم
+وا....برو لباساتو عوض کن و بیا پایین غذا امادست به لینو هم بگو
سری تکون دادم و رفتم بالا یه شورتک خیلی کوچیکی پوشیدم و یه نیم تنه خب گرم بود وا
رفتم در اتاق لینو رو زدم
- غذا امادست بیا پایین غذا ب... داشتم حرفمو میزدم که یهو در باز شد و لینو با بالا تنه ی لخت جلوم زاهر شد از هیکل رو فرمش نمیشد چشم برداشت این پسر روز به روز داره بیشتر منو عاشق خودش میکنه چرا؟مگه گناه من چی....با صداش ریشه ی افکارم پاره شدم و چشمامو از بدنش گرفتم و به صورتش دادم
-بـ...بله؟
+کجارو نگاه میکنی از سر راه برو کنار
کنارم زد و تو مسیری که داشت میرفت تیشرتشو پوشید دلم میخواست همین الان بشینم گریه کنممممم
دیدگاه ها (۰)

از این به بعد شنبه و پنجشنبه ها فیک میزارمگفتم که بدونیدعاشق...

پارت چهارم:رفتیم سمت میزش نشست و بعدش منم رفتم پیش یوری +امر...

پارت اولویو ات:با صدای تو مخی که داشت میومد که مطمئنن برای س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط