{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 112

پارت 112
پیراهنشو داشتم باز می کردم
دکمه اخری باز کردم پیراهن تو یه حرکت در اورد
گردنمو داشت می کند از بس می بوسید و می کشید پیراهن قرمزم که پارچه بیشتر بهش می خوره بندشو کشید باز شد
مه مه هام داشت می خورد نوکشو. گاز می گرفت دستمو بردنم سمت کمربندش باز کردم بعدشم زیب شروارشو
رایان: خودت خواستی تا اینجا پیش بریما
من: قبلانم رفتیم
رایان: اون موقعه اسون گرفتم بهت
من: نه بابا
شروارشو در اومد ش ر ت م و اورد پایین
شرتشو کشیدم پایین جون چی دیدم هلو
لبامو گذاشتم رو لباش مثل خودش وحشیانه می بوسیدم بعدش گردنشو دستش رو رون م راه می رفت می رسید به باستنم تو دستش می گرفت
افتاد روم با یه حرکت برد ت و به تیر ریز کشید اما از قبل بهتر بود
رایان: خودت خواستی تا صبح بیدار ی حالا
رمان از زبان رایان*&**
میاوردم بیرون می بردم تو تا ته می بردم تو دادش بیرون اومده بود تا این باشه برای من لباس س ک س نپوشه
من: بازم از این لباسا می پوشی
سارا: هر شب
نه بابا خوش اومده
من: بخور برام
یکم فکر کردم بعد گفت باشه
شروع کرد به خو رد ن
خوب بلد بوداا بعد چند دقیقه از خوردن دست کشید
افتاد روم از پشت باستنشو بهم می مالید
از پشت انداختم تو محکم تلمبه میزدم اومدم بیرون از جلو بردم اب داشت
من: بچه می خواهی
سارا: نه
با تمام زورم اب ریختم توش صورتشو تو برد
سارا :گفتم نه
من: من می خواهم
از دوباره بردم تو دستمو رو سینه هاش گذاشتم می مالیدم
رمان از زبان سارا*&*
داشت نافمو می خورد دیونه هر لحظه دستش محکم تر دسینمو فشار میداد بعد چند دقیقه ول کرد دراز کشید رو تخت زیر معدم تیر می کشید اما مهم نبود به یه طرف دراز کشیدم پامو گذاشتم رو پاش شروع کردم به مالیدن م ر د و ن گ ی ش
من: باید میزاشتم برای فردا شب
رایان: چه ربطی داره هر شب یه طعم دیگی داره
من: به رحم منم رحم کن دیگه
رایان: یعنی دلت نمی خواد
دروغ چرا دلم بازم می خواست
دستمو دور سینه اش قفل کرد تا بخوابم
با صدای ایفون بیدار شدم
من: رایان در باز کن
رایان: خا
لخت رفت سالن
دویدموسریع
من: دیونه لختی
رایان: خاک بر سرم اومد تو اتاق سریع لباس پوشید رفت
منم برم دوش بگیرم دوش گرفتم بدنمو شیو کردم حوله تنم بود رفتم تو اتاق کرد فیا و امی و دنیکا نگام می کردن
من: چیه
فیا:زود نبود
من: چی
امی: خوابیدن با رایان جون
من: همیشه می خوابیدم
دنیکا:همیشه هم سکس می کردین
من: کی گفته سکس کردیم
امی لباس دیشبمو اورد بالا
امی:لباست او اون کبودی لبات
من: از دست رایام
فیا:چند بار رابطه داشتین
من: با دیشب دوبار
دنیکا:کدومش بیشتر بود
من: دیشب
امی:نه بابا خوبه دوبار
فیا:کمه بابا اقلا یه چهار باری بود خوبه
من: دیونه ها حاضر شین بریم
فیا:یه سوال دیگه رایان خشن می گایه تو یا اروم می گایه تو رو
من: خشن سریع باش
دیدگاه ها (۲۰)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_85تنها چیزی که عوض نشده بود ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 167♡⁠。⁠)⁩هوا رو...

پارت ۱۰ بچه ها ببخشید اگه اشتباه تایپی داشت من تازه ناخن گذا...

P⁵

اسیر مافیا پارت ³سیاهی مطلق...ویو ا.ت بعد از اون دیگه چیزی ی...

فقط یه دوست معمولی پارت 4داشتم کتابم رو باز می‌کردم که صدای ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁷ویو: اتهنوز پشت در ایستاده بودم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط