{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در يك پارك محلي در بنگال، هنگامي كه دو نفر نابينا، نتوانس

در يك پارك محلي در بنگال، هنگامي كه دو نفر نابينا، نتوانستند شير آب را پيدا كنند، يك ميمون مادر، شير آب را براي آنها باز كرد و تا هنگامي كه آنها آب نوشيده و صورت خود را شستند، ميمون همانجا ايستاد و سپس شير آب را بست و از آنجا دور شد.
دیدگاه ها (۱)

یکم برو اونور اه.....

پس بقیش کو؟؟!!!...

اين شيرماده پس از شكار آهو متوجه مي شودكه شكارش بارداربوده، ...

کودن پا آبی خخخخخخخخ

خانوم مدیرعاملپارت ۱۴ | دعوت به فرانسهفردای آن روز، شرکت دوب...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۴۹✦ویو تو کمپانیهمه وارد سالن تمرین شدن.مربی هنوز نیومد...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۰ | هانولآدرس روی کاغذ، آنها را به یک کافه‌...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁹---سالن ساکت شد.همه به...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³⁸(نایون+...

⚗️ادامه سکانس دوم/چشمانش گرد شد و با وحشت به گوشه ای خیره شد...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁸﴿ویو ات﴾دستم را محکم به نرده گرفتم و دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط