{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زل زدم به چشماش

زل زدم به چشماش
بهش گفتم دوسِت دارم
یه لحظه بی حرکت موند
چشماش رو درشت کرد
دستش رو گذاشت رو صورتش
گفت:
یه بار دیگه بگو!
دوباره گفتم دوست دارم
دستش رو برداشت
چشماش پر از دوست داشتن شده بود
دیدگاه ها (۱)

شبتان خوش

لب هیچ زنی شکوفه نمی دهد،مگر اینکه مردی بذر محبتش را در زمی...

لیگ ملت‌های والیبال ــ اردبیل|موج سهمگین پیروزی ایران بر است...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 126・⁠]⁠ᕗو اروم و پرعطش کنار ...

پارت ۵۲: قفسی که اسمش «عشق» بودلئو که از ترس داشت پس می‌افتا...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶سالن خلوت شده بود.صدای...

خون و عشق 🩸❤️ پارت چهارم لینو بعد از چند دقیقه از اون خیاب...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 226♡⁠。⁠)⁩با شرم...

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

Otagh baghli Part 48 «ویو سوهو » نمیتونم خودم رو کنترل کنم ....

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۹: چای داغ و دل داغ‌ترجونگ‌کوک انگار فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط