{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز رفتم كافي شاپ دیدم همه با دوست دختراشون اومدن ولی خ

امروز رفتم كافي شاپ دیدم همه با دوست دختراشون اومدن ولی خودم تنها هستم ..
.
.
.
.
.

هیچی دیگه گوشیم رو برداشتم و کنار گوشم گرفتم و با صدای بلند گفتم .
هي بدبخت بیا که خواهرت با يه پسره تو کافي شاپ نشسته ! .
جاتون خالی همه دخترا فرار کردند ... :)))))))))))))))))
دیدگاه ها (۸)

غضنفر استخدام راديولوژى ميشه ! موقع تحويل عكس به مريض مى گه...

دختره اومده تو کتابفروشی میگه آقا از اون کارت پستال های که ر...

به زودی

.جواب!!¡¡

پارت ۱ساعت ۶ و ۴۵ دقیقه صبح_جونگکوک:با صدای الارم از خواب بل...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p9یکم حرف زدیم و ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

رومان عشق مافیا پارت 15 از زبان ا/تیکم که فکر کردم دیدم چیزی...

My nurse

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part51چون مامانم واسه شام صدام زدرفتم شام و ب...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

پارت ۱۲ جونگ‌کوک رفت. لبخندی زدم و در خونه رو بستمبرای آخرین...

Part ²⁰تا وارد شدن چشمم به پسری افتاد که....چرا اون اینجاست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط