{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دیدن برج آتش

با دیدن برج آتش
عشقم
شعله ور شد،
از بلندترین نقطه ی پارک
دوست دارم رو فریاد زدم،
و این همون تک جمله ی هست
که تا ابد نمیفهمی...

"آوای دل"

یک شب بیادموندنی در
پارک آب و آتش...
دیدگاه ها (۴)

جملاتی زیبا ازحضرت علی علیه السلام1- گریه نکردن از سختی دل ا...

میل ماندن نداشت،عین باد رفتصدایش کردم ولی انگار منتظر دیگری ...

پیرمردی داشت روی زمین باانگشت چیزی می نوشت رفتن جلودیدن چندی...

ما خانه نداریمماشین نداریمما کنج دنج هیچ جایی را نداریماما ت...

📖 آکادمی آستریاپارت چهارم | «راز برج قدیمی»بعد از حرف جنا......

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۴هر دو سوار ماشین شدیمصدای موتور هر دو ماشین توی پیست پ...

چان برادر ناتنی تو بود و ازت پنج سال بزرگتر بود قدش ۱۸۷ بود ...

★彡   Part 70 彡★ بلاخره رفع دلتنگی کرد.با نفس نفس ازم جدا شد ...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۲✦ات ویوهمین که اسم پارک رو شنیدم، قلبم تندتر زد.کلاه ...

پیوند خون و اختیارپارت ۹ | مرز بین اعتماد و خیانتاون شب، پار...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁴ | پارتـ ⁴🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

I will love you forever🙃

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط