{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پای تو که در میان باشد

پای تو که در میان باشد
فصلها به هم میریزند
پاییز
آتشکده ای می شود
که به هزار رنگ تو می رقصد
برگها
در تعادل درخت و جاذبه ات
گیر می کنند
ومن
نشئه دار موهات
که باد و عود را در برگریزان
پیاده روهای این شهر
به هم می بافی..
دیدگاه ها (۲)

روزی که فکر کردی یکی رو از ته دل دوست داری ولش نکن .. ممکنه ...

نیازمندیم به دستهایتان که قفل شود تو دستمان،نیازمندیم به آغو...

قهر چیز خوبی نیست دلم می گیرد وقتی حس می کنمتو داری به عمد ...

ﻣﻦ ﭘﺮ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ، ﺗﻮﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ، ...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

پارت پنجاه‌وپنجم | پایان ایانجئون جونگ‌کوکصدای شلیک هنوز توی...

پای تو که در میان باشد فصلها به هم میریزند پاییز آتشکده ای م...

خیابان خاکستریایستاده کنار تودلتنگ، دل‌گیر...باردار ثانیه‌ها...

‌دل به مهــرش سپــردمـ ...!می‌خـواهمـ دست در دستانـش در میان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط