{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+تو غفلت نکرده اے مادر، مےدانےپشت قلب کوچک دختر داغ دیدہ

+تو غفلت نکرده اے مادر، مےدانےپشت قلب کوچک دختر داغ دیدہ ات کسے نھفتہ، کسے کہ نبودنش ذرہ ذرہ
جگرگوشہ ات را آب کرد، مےدانےو بہ روے خودت نمےآورے،امااین و آن را مثال مےزنے و پندو اندرز مےدھے مرا،
مادر نگو نمےدانے آن دردھاۓ کہ کشیدم آن نوروزے را کہ بہ کامتان تلخ کردم،بہ خاطر که بود...،مادر نگو
نمےدانے داروے درد من کیست...نگو نمےدانے

جمله خودمه از روی واقعیتم گفتمش:)
دیدگاه ها (۶)

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:1اگر داستان طوری پیش برود که هر نفر در ...

عشق یک طرفه پارت ۱۰ویو اتصدای زنگ در مثل تازیانه روی اعصابم ...

پیوند خون و اختیارپارت ۵ | اعتمادی که ترک برداشتباران شدیدی ...

رمان جونگکوکp¹ساعت هشت صبح بود.ات مثل همیشه با عجله وارد ساخ...

رقیب کوچولوی جیمین... عصر همان روز...جیمین نقشه‌ای کشیده بود...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

💗 پارت اول | «بابایی فقط مال منه!»صبح یک روز کاملاً معمولی ب...

From Hatred to My Love

سناریو تهیونگ

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت یازدهم: بازیِ سایه‌ها و تایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط