گفتم:خدایا از همه دلگیرم گفت:حتی من؟
گفتم:خدایا از همه دلگیرم گفت:حتی من؟
گفتم:خدایا دلم را ربودند!گفت:پیش از من؟
گفتم:خدایا چقدر دوری؟ گفت:تو یا من؟
گفتم:خدایا تنهاترینم!گفت:پس من؟
گفتم:خدایا کمک خواستم.گفت:از غیر من؟
گفتم:خدایا دوستت دارم.گفت:بیش از من؟
گفتم:خدایا انقدر نگو من!گفت:
من توام، تو من
شرمنده ام . به خاطر اینکه گفتم از همه دلگیرم، ولی حواسم نبود که یکی هست که همیشه مدیونشم...
شرمنده ام. به خاطر اینکه فکر کردم دلم دست نا کسان افتاده... حواسم نبود که تو از ازل محافظ دلم بودی...
شرمنده ام. به خاطر اینکه هرروز ازت دور دورتر و دورتر می شم و هرروز ازت گله دارم که چرا انقدر دوری!...
شرمنده ام. به خاطر اینکه گفتم تنهام و حواسم به حضور دائمی تو، در تک تک لحظه های بودنم، نبود...
شرمنده ام. به خاطر اینکه بارها از غیر تو کمک خواستم و هرگاه پاسخی نشنیدم سرت داد زدم گفتم خدا...چرا انقدر بنده هات نامردن؟!...چرا همیشه تنهام می دارن؟!...
شرمنده ام...شرمنده!
گفتم:خدایا دلم را ربودند!گفت:پیش از من؟
گفتم:خدایا چقدر دوری؟ گفت:تو یا من؟
گفتم:خدایا تنهاترینم!گفت:پس من؟
گفتم:خدایا کمک خواستم.گفت:از غیر من؟
گفتم:خدایا دوستت دارم.گفت:بیش از من؟
گفتم:خدایا انقدر نگو من!گفت:
من توام، تو من
شرمنده ام . به خاطر اینکه گفتم از همه دلگیرم، ولی حواسم نبود که یکی هست که همیشه مدیونشم...
شرمنده ام. به خاطر اینکه فکر کردم دلم دست نا کسان افتاده... حواسم نبود که تو از ازل محافظ دلم بودی...
شرمنده ام. به خاطر اینکه هرروز ازت دور دورتر و دورتر می شم و هرروز ازت گله دارم که چرا انقدر دوری!...
شرمنده ام. به خاطر اینکه گفتم تنهام و حواسم به حضور دائمی تو، در تک تک لحظه های بودنم، نبود...
شرمنده ام. به خاطر اینکه بارها از غیر تو کمک خواستم و هرگاه پاسخی نشنیدم سرت داد زدم گفتم خدا...چرا انقدر بنده هات نامردن؟!...چرا همیشه تنهام می دارن؟!...
شرمنده ام...شرمنده!
- ۳.۶k
- ۰۴ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط