{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍ شبی مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد کارگاه نجاری شد.

✍ شبی مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد کارگاه نجاری شد.
همینطورکه مار گشتی میزد بدنش به اره گیر کرد و کمی زخم شد. مار خیلی ناراحت شد و برای دفاع از خود اره را گاز گرفت که سبب خونریزی دور دهانش شد.
او نمی فهمید که چه اتفاقی افتاده و از اینکه میدید اره دارد به او حمله میکند و مرگش حتمی است، تصمیم میگیرد برای آخرین بار از خود دفاع کرده و هر چه شدیدتر حمله کند و بدنش را دور اره پیچاند و هی فشار داد.
نجار صبح که آمد روی میز بجای اره لاشه ی مار بزرگ و زخم آلودی را. دید مار بخاطر خشم زیاد و تفکر نادرستش موجب مرگ خود شد؛ مواظب افکار نادرستمان باشیم
دیدگاه ها (۴)

یک شب ماری در نجاری، بدنش به اره ای گیر کرد و کمی زخم شد. خی...

یک شب ماری در نجاری، بدنش به اره ای گیر کرد و کمی زخم شد. خی...

گفته میشود:شبی مار بزرگی وارد دکان نجاری میشود برای پیدا کرد...

فقط بخون لایک نمیخواد بکنی.بخوووون...یک شب مار بزرگی برای پی...

یک شب مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دكان نجاری شدعادت نج...

🌷 🌷 🌷 یک شب مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دکان نجاری شد،...

گفته میشود:شبی مار بزرگی وارد دكان نجاری میشود برای پيدا كرد...

#داستان_شبشبی مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دکان نجاری م...

شبی مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دکان نجاری می شود. عاد...

#تلنگراین متن رو بفرستید برای عزیزانتان👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط