{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی به زور ازدواج کرده بودین اماpاخر

وقتی به زور ازدواج کرده بودین اما..p2اخر
جامِ شرابت رو برای چندمین بار محکم روی میز کوبیدی، کاملا مست بودی.
با بی حسی گوشیت رو برداشتی و رمزش رو وارد کردی، ۱٠ تا میس کال از هیونجین..اهی کشیدی و جام بعدی رو سر کشیدی..
•گذشت زمان•
کلید رو توی قفل در چرخوندی و بازش کردی؛ اختیاری روی حرکاتت نداشتی..و در همون نگاه اول که به خونه انداختی اون رو دیدی...هیونجین زود عصبی میشد، حداقل اینو خیلی خوب میدونستی..تا حالا اون رو انقدر عصبی ندیده بودی و دیدن چهرش باعث شد اثرات مشروب روت از بین بره..
-کجا بودی؟[با صدای اروم اما عصبی]
کیفِ قرمز رنگت رو روی مبل پرت کردی و با خستگی سعی کردی کفش هاتو از توی پاهات که بخاطر کوچیک بودنشون کبود شده بودن رو خارج کنی
-به تو ربطی نداره[بعد از کلی سر و کله زدن با کفش هات تونستی اون هارو از پاهات خارج کنی]
-هر چیزی توی این خونه به من ربط داره
از روی کاناپه با عصبانیت بلند شد و اروم اروم بهت نزدیک شد و باعث شد به دیوار برخورد کنی..میتونستی نفس های داغش رو که مدام به صورتت میخورد رو حس کنی..
-بهت نشون میدم سرپیچی از من چه عواقبی داره خانوم هوانگ..

یارا
دیدگاه ها (۲)

وقتی به زور ازدواج کرده بودین اما..p1به مبل تکیه داد و بعد ج...

"اگه درخواست سناریو یا تک پارتی از استری کیدز دارید توی این ...

رها شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط