{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکـــــــــــــــــــــایت من…

حکـــــــــــــــــــــایت من…
حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت…
دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت…
حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد…
زخم داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد…
گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت…
حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه…
پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود…
دیدگاه ها (۱)

نفسم .کاش هم اینک توکنارم بودیدست در دست وشبی بازتویارم بودی...

دلتنگم و از بارش باران خبری نیستدر سینه ام از غرش طوفان خبری...

من این روزها…صدای ثانیه ثانیه ی فراموش شدنم را می شنوم…من آن...

باز دست سرنوشت عشقتو تو دلم گذاشتقصه ای که غصه ای دوباره تو ...

عاشقانه های شبنم

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ²⁹هلیکوپتر چند متر بالاتر ...

پارت ۶: شکستنِ دیوارهای شیشه‌ایسکوتِ عمارت، شب‌ها سنگین‌تر م...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 143✦..................

چند پارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط