ﯾﮏ ﺍﺑﺘﮑﺎﺭ
ﯾﮏ ﺍﺑﺘﮑﺎﺭ
با تشکر از خانم «نجمه» که این خاطره را برای ما فرستادند.
سلام
راستش چند مدتی می شد که یه موضوعی من رو اذیت می کرد. بعضی از اقوم و دوستان که میومدند توی اتاق من گرم حرف میشدند و همش غیبت می کردند. دنبال یه راهی بودم تا بتونم به این وضعیت پایان بدم. تا اینکه یه فکری به ذهنم زد و خواستم عملی اش بکنم که ان شاالله نتیجه بده. یه کاغذ برداشتم و روش با خط خوش نوشتم:
(( تا زمانی که در اتاق من هستین غیبت ممنوع ))
خدا رو شکر خیلی موثر بود و از اون موقع تا حالا خیلی مورد خاصی پیش نیومد. منم خیلی خوش حال شدم که تونسته بودم جلوی این حرام الهی رو بگیرم.
خدایا شکرت
اشتراک گذاشته شده توسط برنامه واجب فراموش شدهhttp://cafebazaar.ir/app/com.example.vajebfaramoshshode
با تشکر از خانم «نجمه» که این خاطره را برای ما فرستادند.
سلام
راستش چند مدتی می شد که یه موضوعی من رو اذیت می کرد. بعضی از اقوم و دوستان که میومدند توی اتاق من گرم حرف میشدند و همش غیبت می کردند. دنبال یه راهی بودم تا بتونم به این وضعیت پایان بدم. تا اینکه یه فکری به ذهنم زد و خواستم عملی اش بکنم که ان شاالله نتیجه بده. یه کاغذ برداشتم و روش با خط خوش نوشتم:
(( تا زمانی که در اتاق من هستین غیبت ممنوع ))
خدا رو شکر خیلی موثر بود و از اون موقع تا حالا خیلی مورد خاصی پیش نیومد. منم خیلی خوش حال شدم که تونسته بودم جلوی این حرام الهی رو بگیرم.
خدایا شکرت
اشتراک گذاشته شده توسط برنامه واجب فراموش شدهhttp://cafebazaar.ir/app/com.example.vajebfaramoshshode
- ۷۳۰
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط