{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می کِشی "دست نگارم "را

می کِشی "دست نگارم "را
کمی آهسته تر !

می بَری "دار و ندارم" را
کمی آهسته تر !

"باده " از دستم ربودی،
نوش جانت نارفیق!

تلخ کردی" روزگارم "را
کمی" آهسته تر
دیدگاه ها (۱۶)

عاشقانه های شبنم

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

پارت دوم تهیونگ وات تهیونگ :دوباره شروع نکن +هه فک کردی میتو...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:6تهیونگ تار موی مشکی ای که روی پیشانی پ...

پارت ۸ 🖤جیمین با عصبانیت به جونگ‌کوک نگاه کرد.— «بهت اعتماد ...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ودوم: دخمه---او آمد.وسط راهرو. وسط بوسه...

سناریو کازوتورا درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط