{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فن فیک لیوایهان پارت ۴

فن فیک لیوایهان پارت ۴
( مامان هانجی یک چاقو از تو جیبش درمیاره و لیوای رو میگیره )
مادر : دیگه کافیه همینجا این رو میکشم و کار رو تموم میکنم
هانجی : نهههه نکن مامانننن .
مادر : چرا ؟ میتونی دوستای دیگه ای پیدا کتی فقط کافیه این بچه رو فراموش کنی ( چاقو رو میبره سمت گردن لیوای )
هانجی : نهههه نکننن . . .
( روی زمین میشینه و گریه میکنه )
کاری باهاش نداشته باش لطفا
مادر : چرااا ؟ آخه چرا انقدر بهش اهمیت میدی ؟
هانجی : چون . . . چون من دوستش دارم . . . و اجازه نمیدم تو اون رو بکشی . . .
( لیوای شوکه مونده )
مادر : ای دختره ی بی آبرو
( لیوای و ول میکنه و میره سمت هانجی یقش رو مبگیره و گوسه دیوار بد چاقو خفتش میکنه )
مادر : من تو رو میکشم و همه چیز تموم میشه
لیوای : واقعا فکر کردی من اجازه میدم یه تار مو ازش کم بشه پیرزن ؟ تو اون رو ول کردی و حالا اون مال منه . . .
مادر : خیلی پررو شدی بچه . . . ( با چاقو میره سمت لیوای )
لیوای : اگه میخوای من رو بکشی بکش ولی نمیتونی به اون دست بزنی . . .
مادر : عه ؟ پس با کمال میل میکشمت
هانجی : لیواییی نهههه من بدون تو نمیتونممم
لیوای : فقط فرار کن
دیدگاه ها (۴)

میخوام از ویس برم . . . حس میکنم خیلی تنهام . . .دوستی ندارم...

واقعا اگه بیام برا کسی مهمه ؟

نزدیک ما رو زدنننننن

بچه هااااا😶 امروز رفتیم پاساژ یکی تو لباس دلقک داشت به بچه ه...

بچه ها...... اوسی ژیژی و جیجیم تو بچگیشون داستان دارکی داشتن...

(سناریو باکودکو۱)پارت ۱۲

سناریو/زندگی نامهپارت سوم سوما به سمت کیوشی میدوه و گوشه است...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۴فلیکس وقتی اون حرفو از زبون تو شنید، ان...

خانومان داداشان سلام 🦍 آره دیگه ایشون هیمه هستن اوسی اتک 🤡 م...

سناریو مایکی پارت اخر

یه پسر تو هند برای خرید آیفون قهر میکنه و میره لبهٔ پرتگاه، ...

سناریو هانما پارت۱

Part:4ویو نویسنده= همه در حال رفتن به سمت حریف هاشون هستن. آ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی مست می‌کنه)خیلی نگرانم شدی؟بنگچان/ا.تاون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط