{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق ممنوعه من

عشق ممنوعه من
پارت 2
#دیانا
از بقل رضا امدم بیرون
ر. خب اجی خوشگلم من برم حموم ت هم برو صبحونه بخور تا ببرم بگردونمت💜
د. وایی مسی داداشمییییی🥺💜
از اتاق رفتم بیرون همه داشتن صبحونه میخوردن 😐😂
محراب . به به چه عجب از خواب پاشودی 😂
د. عیش به ت چه 🙄
م ا . عه بسه بیاید دیانا جان بیا صبحونه بخور
صبحونه رو خوردیم با بچه ها رفتیم روی مبل مشکی نشستیم😂
مهشاد . راستی دیان ارسلان میخاد ازدواج کنه
د. عه واقعا حالا زن بدبختش کیه؟😂
مهشاد . اسمش نیکاعه نیکا فلاحی هستش 😉
د. اها از دستش راحت میشم 🤩
ا. خیلی هم دلت بخواد عیش بعدم منو زنم هم قراره اینجا زندگی کنیم 😁
د. خو به عنم هم نیستش🤣
ا. عن بره ت دهنت 😏
ک یهو رضا امد
ر. ارسلان خفه میشی؟😑
ا. رضا به مولا دیانا کرم ریخت 🙄
ر. بسه اه 😑 با داد
محراب . باشع آروم باشید🤗
دیدگاه ها (۹)

عشق ممنوعه من پارت ۱۲#دیاناصبح بیدار شدم دیدم بقل ارسلانم رض...

پارت 3#دیانا ر. خب دیان برو آماده شو بریم😊ع. عه کجا کجا 🧐د. ...

پارت ۳۴ #رضا رفتم اتاق عسل خواب بود ر. عسلیم ع.ر. عسل عشقم ع...

پارت ۳۹ #پانیذ پ. خب دیگ بریم خونه خسته هستیم د. اره بریم #ر...

پارت ۶۷#ممدد. آقای ارسلان رفتن کما محراب . چی داداشم توروخدا...

عشق ممنوعه من پارت ۵#نیکا من خودم عاشق یک نفر دیگ بودم به اس...

نگاه اول💖🌔پارت²⁰ارسلان: شماها از کجا پیداتون شد دیانا ترسیده...

پارت ۴۶#مهدیس ۲ ساعت بعد بلخره رسیدیم هوف خدا محراب.خب ببینی...

پارت ۵۱ #دیانا یهو گوشی ارسلان زنگ خورد فهمیدم رضاعه #ارسلان...

پارت ۵۲#دیانا صبح بیدار شدم مرخص شدم تا بریم ویلا بچه ها هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط