{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🙂

🙂
اولین باری☝ ️🏻
که
دیدم مـــــ🌙 ـــــاهِ
رخسار |ٺُ| را
اشهدی خوانده📿
و رفتم سوی
تشییع دلـــ♡ـــم...💙
دیدگاه ها (۱)

♚ دٌخْٺَـــــرۍ ڪہ سَـــــرِشْ بِہ ٺَنش می اَرْزه هیچوقت ۅآس...

‏پیاده روی آخرشب خیلی خوبه ؛ ⇒‏مخصوصا وقتی ↯↯↯ی پاکت کامل سی...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔ولی بی خیال کیم تهیونگ شدم و تصمیم گرفت...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

part 4سرمو بالا آوردم.+بله...لبخند خیلی محوی گوشه لبش نشست.....

پارت دهمفلش بک : کوک. وقتی ات رفت لباسشو عوض کنه به ته و جی ...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ¹ | پارتـ ¹🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

ددی مافیاپارت ۲________________________🌜🌕🌛__________________...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۳----------------------------------------⭐🌕...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط