{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی، آدمیزاد است خب. گاهی، فقط گاهی. گاهی از بود و نبود

گاهی، آدمیزاد است خب. گاهی، فقط گاهی. گاهی از بود و نبود آدم های اطرافش خسته می شود. گاهی بی دلیل بغض می کند. گاهی بی هوا خاطراتش را می کاود به دنبال رد و نشانی از یک پشت گرمی، یک کوه، یک تکیه گاه. گاهی دلش یک جفت گوش می خواهد که فقط بشنود، یک جفت چشم که فقط ببیند. یک نگاه ساده به گفتن یکی کنار تو هست، یکی تو را می فهمد، یکی هوایت را دارد. گاهی دلش یک راه دور می خواهد در یک جای دور. دور از تمام گذشته و حال و آینده. دور از خودش. گاهی دلش یک پلک زدن می خواهد به بیداری از یک خواب بد، به معجزه ی باران شدن یک ابر سیاه، به آرامش داشتن یک او. گاهی چیزهایی که از اختیار آدمی خارج است بی اختیار سرش هوار می شود و کلافه اش می کند. گاهی گم می شود در نداشته ها و نبودن ها و نتوانستن ها. جا می ماند روی نیمکت های خالی، صندلی های غبار گرفته پشت میزهای دونفره، زیر درخت های شمال، پای یک رودخانه. گاهی همه چیز را سیاه و سفید می بیند. بیشتر سیاه. و این گاهی ها که گذشت، باز می خندد، حرف می زند، فراموش می کند، سرش را به کار گرم می کند که مثلاً زندگی می کند. گاهی، فقط گاهی. آدمیزاد است ...
دیدگاه ها (۴)

بر تمام قبر های این شهر بوسه بزنشاید به یاد بیاوریکجا مرا جا...

ميگن وقتي اسب بخواد از رودخونه يا رود رد بشه ...

قصه عشقی که میگمعشق لیلای مجنونِبا یه روایت دیگهلیلی جای مجن...

وقتی" خواستن " ها بوی "شهوت" میدهند وقتی" بودن ها " طعم " نی...

🎭🖤 آخرین نقش 🖤🎭گاهی زندگی، ما را مجبور می‌کند نقشی را بازی ک...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴³یک هفته گذشته بود...همه ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p35نینا نفس عمیقی کشید و از پشت ستون بیرو...

فصل دومپارت نهم | آخرین غروب تابستانیک هفته بعد...تعطیلات تا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p49داخل سالن، یکی از نگهبان‌ها سرش رو پای...

...My evil angel ...پارت ²🪽🔥 فصل سومبرادر گمشده...دروازه‌های...

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐بعد از آن شب بارانی، قرار نبود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط