{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر تمام قبر های این شهر

بر تمام قبر های این شهر
بوسه بزن
شاید به یاد بیاوری
کجا مرا جا گذاشتی...
من در تنها ترین قبر این شهر خفته ام
صدای کلاغها را می شنوی؟
دارند برایم فاتحه میخوانند.....!!
دیدگاه ها (۴)

ميگن وقتي اسب بخواد از رودخونه يا رود رد بشه ...

دلم غمگینه...صدای باد و بارونه، صدای شرشر آرومه ناودونهیکی د...

گاهی، آدمیزاد است خب. گاهی، فقط گاهی. گاهی از بود و نبود آدم...

قصه عشقی که میگمعشق لیلای مجنونِبا یه روایت دیگهلیلی جای مجن...

💛🍂مرا به هفت سالگی‌ام ببر زیر همان درخت خانه مادربزرگکه سیب‌...

عاشقانه های شبنم

بعضی دلتنگی‌ها نه با برگشتن تموم می‌شن، نه با فراموشی…فقط یه...

عاشقانه های شبنم

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

قاصدِ دلتنگیما همان بچه‌هایی بودیم که انگار تمام جهان در کف ...

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

در تنهایی بی انتها گرفتار شدم در این تنهایی بی اعتمادی سرگرد...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط