{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی پیرمردی از راهی می‌گذشت که در یک دستش سطلی آب و در دس

شبی پیرمردی از راهی می‌گذشت که در یک دستش سطلی آب و در دست دیگرش مشعلی از آتش بود




مردم او را گفتند آیا میخواهی با آن آب ، آتش کینه‌توزی‌ها را خاموش سازی و با آن مشعل، جهل و نادانی را بسوزانی؟ !





پیرمرد گفت: نه ، میرم بریـنـم تاریکه
دیدگاه ها (۵)

جا داره اینجا سال ۹۵ سال میمون رو..به میمونای ویسگون تبری...

ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﻣﯿﮕﻢ ﺑﯿﺎ ﺑﺮﯾﻢ ﺳﯿﻨﻤﺎﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﺍ ...

ﺳﯽ ﻭ ﺩﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﻓﺮﻭﺧﺘﻦ!......ﻋﺰﺭﺍﺋﯿﻞ ﻃﯽ ﺑﯿﺎﻧﯿﻪ‌ﺍﯼ اعلام ک...

تخم خر کیست؟؟ کسی که تخمه میخره ..

شبی پیرمردی از راهی می گذشت که در یک دستش سطلی آب و در دست د...

شبی پیرمردی از راهی می‌گذشت که در یک دستش سطلی آب و در دست د...

شبی پیرمردی از راهی می گذشت که در یک دستش سطلی آب و در دست د...

شبی پیرمردی از راهی می‌گذشت که در یک دستش سطلی آب و در دست د...

شبی پیرمردی از راهی میگذشت که در یک دستش سطلی آب و در دست دی...

شبی پیرمردی از راهی میگذشت که در یک دستش سطلی آب و در دست دی...

شبی پیرمردی از راهی میگذشت که در یک دستش سطلی آب و در دست دی...

bts jhope*شبی جونگکوک از راهی میگذشت که در یک دستش سطل آبی و...

السلام علیک یابن امیرالمؤمنین وابن سیدالوصیین

اصحاب رسکذبت قبلهم قوم نوح و اصحاب الرس و ثمود. و عاد و فرعو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط