{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخواب آرام ای عشقم که من بیدار بیدارم

بخواب آرام ای عشقم که من بیدار بیدارم
فراقت تا سحر هر دم کند بیمار بیمارم

بخواب آرام جان من کنارت بودم و هستم
بخواب آرام من امشب چو هر شب سخت هوشیارم

تمام هستی ام خوابی ، برایت شعر می گویم
بخواب آرام تا فردا که من مشتاق دیدارم

میان سینه ام بغضی دل من گریه می خواهد
ز ترس بودن بی تو ، ز فکرش نیز بیزارم

دلم تنگ است می دانی که بی تو هیچ و تنهایم
نگر بر تلخی ام بی تو به این روز و شب تارم

چه میشد گر سحر میشد دلم بی تاب روی تو
نوازش کن مرا هر دم که من بی عشق بیمارم

به چشمانت قسم عشقم که بی عشق تو میمیرم
فدای پاکیت گردم گل زیبا و بی خارم

تمام آرزوی من ، بخواب آرام چون هستم
نوازش می کنم ترا بخواب آرام ، بیدارم


دیدگاه ها (۱)

گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!ببرم بخوابانمش!لحاف را بکش...

ببخشید امااشتباه نکردم اینباررک میگویمفقط برای یکبارکه در بی...

هـــر کـســـــــی رفت از این دلبه جـــــــــــهنم اماتــــو ...

اَخم‌هایت می‌بَرد دل را، نمی‌دانم چرا!خنده‌هایت هم که...واوی...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

Iove and the moonPart38هنوز حرفم کامل نشده بود که بلندم کرد...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

پارت آخر ---صبح شد. نور کمرنگ از لای پرده‌ها به داخل می‌ریخت...

قسمت ۷

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط