غمگنانه ام تقديمتان:
غمگنانه ام تقديمتان:
با گردش نگاه تو مست مست شدم
در چنگ لحظه ها چه صمیمانه هست شدم
نيست مرا لحظه اي مجال انديشيدن
در بین پنجه های تو پیمانه پرست شدم
احساس زن به همين ماند و آه و درد
کز دست روزگار ،مردانه دل زدست شدم
با آن کلام عاشقانه،آن سلام دلبرانه
من غريب ،مهمان شامهای غریبانه ات شدم
بر اي دلخسته ً دستانت، دست من مرهمي
سر شانه هايت پر غرورست،شانه ات شدم
چوپان سر نوشت که زد نای عشق را
آه خدايا، من آن شنيدم كه دیوانه ات شدم
در نقش توخوابیدم بيمار و،بيدار شدم
با واژه های سرد گفتي برو بیگانه ات شدم
بهارك.
92/12/12
با گردش نگاه تو مست مست شدم
در چنگ لحظه ها چه صمیمانه هست شدم
نيست مرا لحظه اي مجال انديشيدن
در بین پنجه های تو پیمانه پرست شدم
احساس زن به همين ماند و آه و درد
کز دست روزگار ،مردانه دل زدست شدم
با آن کلام عاشقانه،آن سلام دلبرانه
من غريب ،مهمان شامهای غریبانه ات شدم
بر اي دلخسته ً دستانت، دست من مرهمي
سر شانه هايت پر غرورست،شانه ات شدم
چوپان سر نوشت که زد نای عشق را
آه خدايا، من آن شنيدم كه دیوانه ات شدم
در نقش توخوابیدم بيمار و،بيدار شدم
با واژه های سرد گفتي برو بیگانه ات شدم
بهارك.
92/12/12
- ۶۹۱
- ۱۳ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط