:
:
ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه
تا دهنشو باز میکرد آب میرفت تو دهنشو نمیتونست بگه. دست کردم تو آکواریوم درش آوردم!
شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن.
دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو...
اینقدر بالا پایین پرید، خسته شد خوابید.
دیدم بهترین موقعس تا خوابه دوباره بندازمش تو آب!
ولی الان چند ساعته بیدار نشده. یعنی فکر کنم بیدار شده، دیده انداختمش اون تو، قهر کرده خودشو زده به خواب...!
این داستان رفتار ما با بعضی آدمای اطرافمونه.
دوسشون داریم و دوستمون دارند، ولی اونارو نمیفهمیم؛درکشون نمیکنیم. فقط تو دنیای خودمون داریم بهترین رفتار رو با اونا میکنیم...!
ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه
تا دهنشو باز میکرد آب میرفت تو دهنشو نمیتونست بگه. دست کردم تو آکواریوم درش آوردم!
شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن.
دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو...
اینقدر بالا پایین پرید، خسته شد خوابید.
دیدم بهترین موقعس تا خوابه دوباره بندازمش تو آب!
ولی الان چند ساعته بیدار نشده. یعنی فکر کنم بیدار شده، دیده انداختمش اون تو، قهر کرده خودشو زده به خواب...!
این داستان رفتار ما با بعضی آدمای اطرافمونه.
دوسشون داریم و دوستمون دارند، ولی اونارو نمیفهمیم؛درکشون نمیکنیم. فقط تو دنیای خودمون داریم بهترین رفتار رو با اونا میکنیم...!
- ۱۰.۱k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط